درست بنويسم ولى چون در روزنامهها نوشته بودند ديگر احتياجى نبود و يقين داشتم در يادداشت تاريخى خود از آنها چيزى نوشتهايد . ولى مجلس امروز را جهد مىكنم كه به خوبى بنويسم براى اينكه مخبران روزنامهجات حضور نداشتند و چيزى نخواهند نوشت .
صبح امروز دهم ذيقعده 1327 دوم درجهء قوس ، 24 نوامبر 1909 ميلادى كاغذى از شاهزاده مغرور ميرزا موثق الدوله وزير دربار رسيد كه ساعت چهار در باغ گلستان حاضر باشيم و هيأتى از وكلا براى ابلاغ نيابت سلطنت خواهند آمد . كاغذ را فراش ديروز نرسانيده بود . امروز بيست دقيقه به وقت مانده آورد . به محض قرائت راه افتادم . مجلس در اطاق بزرگ قصر ابيض بود . هنوز وكلا نيامده بودند . اعتضاد السلطنه ، نصرت السلطنه بالا نشسته بودند . ملك آرا هم آن بالا كوبيده بود . بعد به ترتيب سپهدار اعظم ، سردار اسعد ، سردار منصور و مستوفى الممالك نشسته بودند . چندان قيدى در بالا و پائين نشستن اين مجلس رسمى نبود . همه هم روى زمين با كفش نشسته بودند . بعضيها هم كفش نداشتند . من پهلوى مستوفى الممالك نشستم ، چون با او كارى هم داشتم .
اين اطاق ميان اطاقهاى قصور سلطنتى خيلى ممتاز و مزين است . فرش قالى و مبل آن را سلطان عبد الحميد خان پادشاه عثمانى براى ناصر الدين شاه تعارف فرستاده بود . يك ( روز يادم هست مرا و حضرت و الا را ناصر الدين شاه به تماشاى اين مبل فرستاد .
قهرمان ) . پردههاى بزرگ از اشكال سلاطين اروپ در قابهاى اعلى به ديوارهاى اطاق نصب است . دو پردهء بزرگ صورت ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه آنجا بود كه چندان شباهت و تعريف ندارد . صورت الكسندر سوم امپراطور روس و امپراطريس ( فئودرونا ) و امپراطور اطريش فرانسوا ژوزف ، الكسندر دوم امپراطور روس ، صورت ويكتور امانوئل سوم و زنش ( اين دو صورت كوچكتر است ) ، صورت ديگرى در بدنهء جنوبى اطاق بود كه من گمان مىكردم نيكلاى اول است ، حمايل را از چپ به راست انداخته بود . مستوفى الممالك مىگفت الكسندر دوم است ، ولى مسلما سهو مىكرد . سردار اسعد گفت الكسندر اول است پدر نيكلاى اول . من گفتم شايد الكسندر اول باشد اما نيكلاى اول برادر الكسندر است نه پسر و سهو ايشان تصحيح شد .
عين الدوله و نير الدوله كه مدتى است با هم قدم مىزنند و معا حركت مىكنند تشريف آوردند و بالا رفتند . درست در آن نقطه نشست كه در زمستان 1321 روزى كه دستخط صدر اعظمى ايشان را مىآوردند قرائت كنند كه حضور داشتم و ديده بودم .
معين است در اين مدت و بواسطهء بىتدبيرى شخصى او [ و ] احمقى مظفر شاه اين همه صدمات به مردم رسيده و خواهد رسيد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2936
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٢٩٣٦