قشقائى
قشقائى هم بعد از سه ماه ديگر كه مراجعت از قشلاق كند با آن نوشته كه از كمسيون عالى يا « ديركتوار » دارد و به مدلوش عمل نشده باشد خطرش بيشتر از همه است .
از نظر « 1 » و لرستان در اين فصل خبرى نيست . قشلاق هستند تا بهار چه شود .
اينكه سابقا نوشته شد قشون عثمانى از خاك ما رفته به كلى دروغ بود . حتى از اروميه تلگراف شده بود عسكر عثمانى كم بود سالدات روس هم وارد شد و مشغول تلگراف كشيدن از پوه « 2 » به خاك ما و شهرها هستند .
جادو و طلسمات دفتر گويا قدرى مىخواهد بىاثر شود . براى اينكه دفتر محاسبات ناقصى ترتيب دادهاند ، يعنى اطاقى از اجزاء خارج از قبيل ميرزا قاسم خان « 3 » رفيق ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و ميرزا عبد الرحيم « 4 » رفيق ميرزا محمد رضا نويسندهء مساوات با آقا ميرزا سيد محمد « 5 » . فقط مشير اكرم را هم بواسطهء برادرش به عنوان مميزى [ معين كردهاند . ] اينها فعلا به حساب حكام و بعضى محاسبات ديگر رسيدگى مىكنند و مستوفيها نهايت دلخورى را دارند . حساب ناصر السلطنه در ميان بود . جنس پارسال قزوين را به قيمت خيلى نازل مىخواست حساب كند . چون يكصد و نود خروار بيع به اسم حضرت و الا بود محرمانه خواستند تحقيقى كنند تا ميزان تسعير به دست بيايد . حاجى آقا را احضار كردند . او راجع به من كرد . من رفتم سؤال كردند جواب دادم .
من سه تومان و نيم تسعير كرده قيمت را حوالهء ارباب جمشيد كردم كه آن حواله الان هم در دار التجارهء او حاضر است ، خيلى ممنون شدند . من هم براى آن حركت آن روز او بسيار خوشحال شدم كه الحمد لله تلافى شد . اگرچه من دروغ نگفتم و صدق بود . اما البته او بدش مىآيد و ميل داشت تصريح نكنم تا فايدهء كلى ببرد .
اردبيل
چهارشنبه 26 - از قرارى كه شهرت تام دارد عميد السلطان و مجاهدين در آستارا شكست فاحشى خورده قريب هشتاد نفر از مجاهدين كشته شده و خود عميد السلطان به گيلان فرار كرده . از اين طرف مجاهدين كه با يپرم رفتهاند از بىاطلاعى اسبها را تاخت
هامش
( 1 ) - مراد نظر خان است كه در صفحهء . . . از او ياد كرده است .
( 2 ) - ( - پاوه )
( 3 ) - ميرزا قاسم خان تبريزى مدير روزنامهء صور اسرافيل كه بعدها نام روزنامه نام خانوادگى او شد ( ا . ا . )
( 4 ) - عبد الرحيم خلخالى منظورست . ( ا . ا . )
( 5 ) - ظاهرا سيد محمد خراسانى مدير روزنامهء نجات مرادست ( ا . ا . )