تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2912

مساهمون:

ص٢٩١٢
مجانى مىدهند و چندين طاق نصرت در حضرت عبد العظيم و از دروازهء شهر تا منزل آقا كه در سرپولك است بسته‌اند . مىخواهد طورى وارد شود كه تمام مردم را محتاج خود كند . او پلتيك‌دان است . صاحب مايه است . جاه‌طلب است و عاقل . مثل آقا سيد محمد نيست كه از بيكارى شبها موعظه كند و برادرزاده و پسرش را . . . يپرم ببرد تازيانه بزند ، يا جواب مكتوبش را سپهدار ندهد . به خود آقا سيد محمد در آن مشروطه گفته بودند آقا آخر در خانهء آقا سيد عبد الله فرمان صحه مىشود ، حكم نوشته مىشود ، حكومت داده مىشود . جواب گفته بود . . . خصوصا اقبالش آورده مجلس هنوز افتتاح نشده . لدى الورود براى افتتاح مجلس نطق مىكند و بعد از افتتاح تمام را مىگويد من كردم . باز مىگويند از جملهء طراز اول است و سه نفر ديگر هم همراه آورده كه آخوند خراسانى و سايرين نوشته‌اند بايد جزو مجلس باشند . مختصر ورود اين آقا با اين تفصيلات ، سپهدار و تمام آنها [ را ] كه بر ضد نفوذ علما بودند و هستند بىاندازه مشوش [ كرده است ] و نمىدانند چه كنند و اگر گمان مىكردند با اين تداركات آقا سيد عبد الله وارد خواهد شد يقينا اجازه نداده مانع مىشدند . اما حالا كار از كار گذشته و تكليف حضرات بسيار بسيار دشوار است .

كاشان و نايب حسين

نايب حسين كاشى كه شصت صندوق تفنگ و فشنگ دولت را از شهر كاشان برده حالا جمعيتى جمع كرده آدم شكم پاره مىكند ، گوش و دماغ مىبرد ، دهات را مىچاپد ، حتى كسانش شهر آمده از تجار و كسبه كشته ، شب به خانه‌ها مىروند ، هنوز جمعيت دولتى از عهده برنيامده . شهر كاشان و دهات دچار چپاول اوست . على قهابى را گرفتند اما آنها كه على را گرفتند صد چندان به دهات سمنان و دامغان صدمه وارد آوردند .

شجاع الدولهء قوچانى و تفنگ خرى

شجاع الدولهء قوچانى با سردار مفخم بجنوردى داماد سردار كل وزير نظام كه يك سال در عدليهء طهران در آن مشروطه حبس بود كه چرا تركمان اسير برده ، معيتى كرده سه هزار و چهار هزار قبضه تفنگ خريدارى مىكنند . حتى در روزنامه ديدم شخصى نزد شجاع الدوله رفته و گفته است چه چيز شما از سايرين كم است . براى چه اقدام به فتح طهران و استقرار نظم و امنيت مملكت ايران نمىكنيد . آقايان هم حالا مشغول تهيه و تدارك ذخيره و قورخانه شده‌اند تا چه وقت مثل اردبيل صداى خراسان هم درآيد .