تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2899

مساهمون:

ص٢٨٩٩
اين گروه زنان در تمام عالم محترم و حقوقشان از تجاوز و تعدى مصون است ، ولى در موقعى كه آقاى شجاع السلطنه مىخواهد اظهار شجاعت و بسالت نمايد و زور و هنر خود را بيازمايد ناچار فريضهء مردمى را يك‌جا ترك كرده در حق شمسى خانم و امپريال خانم اين معامله را روا داشته است . گويا آقا ميل . . . داشته است و مىخواهد استمالت به خرج بدهد ، و الّا بالاتر از اين هم ممكن بود كه شجاع السلطنه باشد . دبير پير « ايران نو » آرتيكلهاى خوب دارد . « دبير پير » خوب چيز مىنويسد . حقيقة اين دو روزنامه پس از افتضاح‌كاريهاى روزنامه‌هاى سابق ما را روسفيد كردند و مستغنى .

نظر مؤلف دربارهء شجاع السلطنه

گاه‌گاهى من از شجاع السلطنه مختصرى ذكر كرده‌ام . اين يك ديوانهء زنجيرى است تالى امير اعظم ، منتهى اين الواطتر است . در به دو ورود مجاهدين به طهران يكى از زمرهء احرار بود و بقدرى « نداى وطن » از او توصيف كرد كه حد و حصر نداشت . يك شب هم از تتمهء ماليه پدرى مجاهدين را مهمان كرد [ و ] به قدر هزار تومان خرج كرد . بعد داوطلب شده چهل روزه رفته دو سه فوج بياورد ، در صورتى كه يك سرباز نياورد . اين يكى از مجاهدين نمرهء اول غيور ما است كه اين وحشيگرى در راه حضرت عبد العظيم مشتى از خروار و نمونه از بسيار كارهاى اوست .

بازگشت نصير الدوله و پسرانش

جناب نصير الدوله هم پس از چهار سال و هشت ماه اقامت فرنگ با دو پسرش عبد الوهاب خان و ميرزا محمود خان كه هر يك پنج سال و دو ماه در انگليس مشغول درس بودند به سلامتى وارد شدند . عبد الوهاب خان در فاميل درس خوانده ، اما محمود شاگرد مدرسهء كمبريج [ بود ] و يك سال و نيم به انتهاى درس و گرفتن ديپلم او مانده است . خيلى خيلى از ملاقات نصير الدوله و پسرهايش خشنود شديم . همشيره از شادى در پوست نمىگنجيد . هر وقت نگاه به آن دو پسر مىكرد از نگاه او ما لذت مىبرديم . اما نصير الدوله در اين مأموريت و بعد اقامت بىاندازه متضرر شده . آن ترتيب منظم زندگانيش به كلى برهم خورده است . لجاج كرد و بى جا ماند و ضرر كشيد .