نظر يپرم
نظم الدوله مىگفت ( رئيس ذخيره است ) بيست و هشت عرابه توپ « شنيدر » كه خريده شده تمام لوازمات آن را پلكنيك در قزاقخانه برده و حالا كه مىخواهيم اردبيل روانه كنيم هيچ « مونيسيون » « 1 » نداريم ! سپهدار حكمى نوشت من با نظام السلطان برويم نزد پات پلكنيك . پس از آنكه قرائت كردند و ترجمه شد گفت خيلى افسوس دارم كه در قزاقخانه « مونيسيونى » نيست و با كمال تفرعن ما را پذيرفت و مرخص كرد . دو روز ديگر مسيو يپرم آمد منزل من گفت اين پدر سوخته سپهدار دستش با اينها يكى است . از اينجا مىنويسد از آن طرف مىگويد ندهيد . حالا يك فكرى بكنيد . روز ديگر من پسرم را براى مترجمى برداشته آنجا رفتم . به زبانهاى زياد و تملق فراوان مقدارى لوازم براى توپ « شنيدر » گرفتم . مىگفت بقدرى تفنگ بردهاند كه حساب ندارد .
حاجى نظم السلطنه
حاجى مير پنج « 2 » برادر حكيم الملك كه از پا در ورود طهران زخم برداشته و حالا فرنگستان مىرود دو هزار قبضه تفنگ خورده . حكمى آورد كه دويست تفنگ « ورندل » من تحويل گرفته شصت تفنگ « لوبل » با ده هزار فشنگ بدهم . وقتى كه رفتم ذخيره ديدم از اين تفنگهاى سرپر دو ريالى ، يك تومانى داده و لوبلها را گرفته . رفتم نزد سپهدار آدم آنجا فرستاد . خودش لنگان لنگان آمد دو هزار فحش و ناسزا داد و رفت . تمام تفنگهاى سابق و اين شصت قبضه را خورد كه پاى من زخم خورده ! مبلغى هم پول نزد او بود حسابش را نداده رفت . در روزنامه هم مجاهدين اعلان كردند كسى از عهده برنيامد .
براى اينكه يك زخم خورده بود فلك را عاجز كرد .
شاهسون
پنجشنبه 20 شوال المكرم - سابقا نوشتيم طوايف شاهسون اردبيل و مشكين كه در مغان قشلاق مىكنند سى و سه تيره است . از آن گذشته در خمسه شاهسون دوويرن و افشار است . از حدود اين دو طايفه گذشته از ابهر ، قزوين تا حوالى طهران و پشت دروازهء شهر قم و ساوه و زرند طوايف شاهسون اينانلو ، قورت بيگلو و بغدادى است و چند طايفهء اينها هم تا خراسان است . در شيراز هم بغدادى هست . روى هم رفته از تمام
هامش
( 1 ) -Munition- ذخيره .
( 2 ) - حاجى ميرزا موسى خان ملقب به نظم السلطنه . احوال او در مجلهء آينده آورده شده است . ( ا . ا . )