يازده نفر داخل شده و پشت هم خواهند آمد . هيچ چاره هم نمىشود كرد و ابدا چيزى جلوى اين سيل را نمىگيرد مگر يك كار كه تمام اعضاء عدليه استدعا كنند كه براى ما لباسى معين و معلوم كنيد ، كت و نيم تنه باشد . آن وقت يا [ اينها ] با ما همرنگ مىشوند يا اعراض كرده . . . و ما آسوده خواهيم گرديد . آن وقت يكى از آنها گفت اگر بگويند تمام عمامه بگذارند چطور است . فكلى گفت به عمامه كه آدم آخوند نمىشود و يقين دارم نمىگويند . در اين بين سروكلهء نقيب پيدا شد و قطع مابقى صحبت گرديد .
اردبيل
از اردبيل خبرها مىدهند ، آنچه مستبده است و به قول روزنامهنويسها « ارتجاعيون » مىگويند ستار خان كشته يا فرار كرده . رحيم خان اردبيل آمده سراب را هم گرفته و سردار مقتدر شجاع الدوله حاجى صمد خان [ را ] با سوارهاى خودش معيت كرده با پانزده هزار سوار به سمت زنجان و از آنجا به طهران عزيمت كردهاند . آنچه مشروطه است مىگويند ستار خان اگر غلبه نكند دفاع مىكند تا سردارهاى طهران و قشون برسد . اما آنچه حقيقت دارد سيم پاره است خبر نمىرسد . اگر هم مىرسد وزارت داخله به كسى اظهار نمىكند ، مگر در مجلس وزرا و بعضى وكلا . روزنامهنويسها هم اصرار كردهاند جواب داده من اين اخبار را نمىدهم . ميل داريد خودتان اخبار نگار روانه داريد و من براى خاطر شما مىگويم تلگرافخانه نصف قيمت مخابره را بگيرد .
تحريكات دكتر روسى
امروز صراحة در روزنامه ديدم نوشته بود تمام زير سر دكتر روس است و دستور العمل روس كه بواسطهء دكتر تبليغ رحيم خان شده . و باز شهرت دارد قشون روس از قزوين هم مىرود . اگر برود خيلى بد است . درست راه را براى آمدن آنها باز مىكنند .
مثل اينكه دستور العملها را در تبريز دادند و رفتند . اين يكى از دستور العملهاى آنها است . قشون روس امروز برود چندين مرتبه ايران شلوغتر مىشود .
مجلس هم افتتاح نمىشود . سيد محمد رضا هم « خر ملى » را سوار نشده يا اگر شده كارى صورت نداد .
عصر خانهء عميد الدوله رفتم . نظم الدوله ، ملك آرا ، شعاع الدين ميرزا ، عين الملك بودند . باز حكايت نامه و املاك بود . نمىدانم پس از عنوان و دادن عريضه باز كدام معزول ، كدام مقتول ، كدام منكوب مىشوند . شيخ بيچاره هم كه فداى عريضهء ما شد .
عجب جادو و افسونى است . شاه را هم خلع كرد .