تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2897

مساهمون:

ص٢٨٩٧
مسلمان شد . ناصر الدين شاه مواجبش را علاوه كرد ، خانه‌هاى حاجى آغا جوهر معتمد الحرم را در طهران به او بخشيد . پسرهايش پيشخدمت شدند . يكى اين بود كه اسباب مضحكهء تمام اهل خلوت بود . چون فارسى نمىدانست هر وقت در اين سفرها شاه مىخواست آب چشمه‌اى را ببيند چطور است به اين مىگفت بخور . اقلا روزى سى چهل مرتبه بايد آب بخورد . يك روز چشمه پيدا نشد تشنه ماند . از آبدارهاى شاه آب خواست ندادند . نزد ساير عمله خلوت رفت آب خواست گفتند از آبدارباشى بگير . گفت ابنه‌دارى و اين اسباب خنده شد . به شاه عرض شد . من بعد به او مىگفتند ابنه‌دارى و نمىفهميد . تا فارسى را خوب ياد گرفت و معنى اين لفظ را دانست . آن وقت جواب هر يك را پرخاش مىكرد ، اما ثمر نداشت . بعد از ناصر الدين شاه گاهى در گمرك گاهى در نظام ، اين آخر نزد امير بهادر بود و حالا گويا به سمت مترجمى رفت . مادر ، خواهر و دو برادرش طهران هستند و در قزاقخانه مستخدم [ اند ] . ماژر مرده است . گلين ماژر يا عروس ماژر كه اول خوشگل ده دوازده سال قبل بود . . . زن اين آدم بود .

تلگراف آخوند خراسانى

تلگراف آخوند در « ايران نو » شمارهء 55 امروز ملاحظه شد .

مجلس محترم عالى و هيئت معظمهء وزراى عظام دام تأييداتهم .

هرچند بديهى است تخليص دين و دولت و مملكت از اين مهالك فعليه با اين حالت حاليه و كثرت مخارج و بىپولى دولت موقوف به كمك و اعانت عموم ملت است و البته غيرت دينى و حميت وطنى و همت اهل ايران هم از ساير ملل غيرتمند عالم در مقام حفظ وطن چه اموال خطير بذل نموده و مىنمايد كمتر نخواهد بود لكن به شرط آن‌كه ابواب حيف و ميل و مداخله و اجبار كميته‌هاى سرى و غيرها و ساير چپاول چيان مملكت كه خود را مجاهد ملى قلم داده و ملت فلك‌زده را از همه چيز بيزار كردند مسدود گردد و زمام جمع و حفظ و صرف در مصارف لازمهء مملكت در هر يك از بلاد به كف كفايت معتمدين ملت كه امانت و ديانتشان معلوم است موكول باشد ، نه مثل دورهء سابقه كه معلوم نشد وجهى كه به عنوان اعانه به بانك ملى جمع شد چه شد و كجا رفت نباشد . معلوم است به اجتماع شرايط معروضه اول افراد ملت در دارائى از دادن اقلا يك تومان و على هذا القياس در راه حفظ وطن مضايقه نخواهند داشت و جهاد فى سبيل الله خواهند دانست و اين خادمان شريعت مطهره هم آنچه تكليف دينى وطنى مقتضى است و وجوه تجار معين و در ساير بلاد هم انجمنهاى ايالتى و ولايتى به امضاء عموم علما و