نامى كرد . احمد خان از عيال مظفر الممالك طلب داشت حوالهء ملا قاسم از كرايهء خانه كرد . ملا قاسم حوالهء من كرده . من موكول به وصول پول آقا سيد آقا نمودم . از همه بدتر اين سراج دكانش در جزو آن دكاكين آتش گرفته واجب الرعايه است . ملاحظه مىشود از يك ظلم و عدم اجراى عدالت چندين نفر دچار و گرفتار [ مىشوند ] و به اغلب آنها ضرر و خسارت وارد آمده و وارد مىآيد . اين است كه تا عدالت در مملكت جارى نشود كارها سامان نخواهد گرفت .
شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد * قدر يك ساعت عمرى كه در او داد كند
اين محكوميت سيد آقا را جزو كارهاى گذشتهء عدليه در « ايران نو » نوشته بود . همان روزنامه را برده و شكايت خواهم كرد . اما خدا گوش شنوا بدهد .
مجاهدين
افتخار التجار دو هزار تومان مىگفت از علاء السلطنه طلب دارم ، قبول كند حواله مىكنم . افخم الدوله با اين يك وزير كار نداشت الحمد لله پيدا كرد . ديشب رفت آنجا .
لدى الورود صحبت حضرت و الا را كرده بود كه چرا به حمايت روسها رفته . افخم الدوله هم حكايات را من البدو الى الختم گفته بود و قرار شد خودش حضرت و الا را ملاقات كند . آن وقت صحبتهاى ديگر كرده بود . وحيد الملك هم بود . بيشتر شكايت از اين مجاهدين بود و گفته بود عذر اينها را اين چند روزه خواسته و تا اين اشخاص در طهران بلكه شهرهاى ايران هستند هيچ كارى مرتب و منظم نخواهد شد .
بلديه
انتخاب بلديه تمام شد . چون حكومت طهران در اعلان اول به هوش و گوش اهالى طهران رسانيده بود براى بلديه مردمان با علم ضرور نيست بلكه معمار و طبيب و مهندس لازم است . چون مهندس نداشتند بيشتر طبيب و معمار [ و ] مقنى منتخب كردند .
صورت اعضاء را ندارم بعد مىنويسم . فعلا رئيس عنايت السلطنهء همدانى شد كه در اين مدت رئيس احتساب بود . چند سقا و چند سپور داشت كه دو سه خيابان را پاك مىكردند .
بعد از چند روز نزاع اينها با نظميه و مسيو يپرم درخواهد گرفت و تماشا دارد .
نظام السلطان
حكومت طهران كه با معتمد خاقان است و نوشتيم . رفيق او نظام السلطان بيكار بود رئيس قورخانه شده . اين نظام السلطان اگرچه با من دوست و رفيق بود و شايد حالا هم