تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2880

مساهمون:

ص٢٨٨٠

خراسان و ركن الدوله

ورود اين جماعت به سر ركن الدوله تماشا دارد . دور نيست خراسان به هوى و هوس اين جوانهاى بىتجربه كه به كلى بر خلاف سليقهء ركن الدوله و تمام خراسانى است برود ، يعنى تمام عقلا اين‌طور حدس مىزنند . شايد صائب نشود كه ما بين حضرات با ركن الدوله برهم خواهد خورد و كار به مشاجره مىكشد و چون ركن الدوله را روسها حاكم آنجا كرده‌اند و هر چه خواستند عزل كنند مانع شده حمايت از او مىكنند و كم كم تسلط آنها زياد مىشود . ركن الدوله استعفا مىكند و اين آقايان به هم افتاده يك انقلابى مىشود كه دخالت روس را لازم خواهد داشت . قشون روس آنجا هست بلكه در تمام شهرهاى خراسان مثل قوچان ، تربت ، درجز و غيره .

طلب حاجى سيد آقا

يكشنبه نهم شوال المكرم - بعد از صدور حكم از عدليه به ميل و دلخواه حاجى سيد آقا من غير دويست تومان نقد مابقى چهل روزه ، ده روز است محكمهء اجرا را سرگردان كرده يعنى مأمور روانه مىكند اما عرضه ندارد . تا حاجى سيد آقا مىگويد استيناف داده‌ام مراجعت مىكند . پس از شكايت زياد امروز رئيس اجرا صراحة مىگويد استيناف داده است . پنجاه تومان امجد الدوله داده كه حاجى سيد آقا استيناف بدهد و حال آن كه رئيس استيناف در محكمهء آخرى ما بود و تصديق كرده . خود سيد آقا هم به شيخ سيف الدين گفته اصرار امجد الدوله است . من آنجا هم نمىتوانم انكار كنم . اين هم بالاى قمار ماه رمضان آقازادگان . حالا چه روز احضاريه بيايد ، چند روز وكيل او طول بدهد و در هر مورد بگويد خبر ندارم بايد بروم بپرسم و چه موانع در بين وارد شود خدا عالم است .

شكايت از عدليه

در روزنامهء « ايران نو » و « شرق » شرحى شكوه از عدليه شده بود . من هم ناچارم آرتيكلى بنويسم . اين هزار تومان مال من نبود كه گرفته در جعبه بگذارم ، مال پنجاه نفر ديگر است . حالا ملاحظه كنيد به آنها چه ستمى مىشود . مثلا رزّاز برنج داده بود اگر من پول او را داده بودم برنج پيش خر مىكرد و نفع مىبرد حالا نكرده و بلكه او هم به طلب كار خودش مثل من مسامحه مىكند و نمىدهد . همين‌طور قصاب ، بقال . ملا قاسم كرايهء خانه طلب دارد به اميد اين پول خانهء خودش را بيع گذاشت و داد . حالا خانه‌اش دارد بيع شرط مىشود . يك نفر سراج از شخصى طلب داشت او حواله به احمد خان