تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2884

مساهمون:

ص٢٨٨٤
دزديده باشد ، اما چون مطابق با واقع است عيبى ندارد . « 1 » مورخهء 9 ژون 1908 - محرمانه است . رياست حربيهء قفقاز - خدمت مدير اركان حرب . در روز 26 ژون شاه بنده را با ترجمان اول سفارت دعوت كرده با اظهارات دوستانه موافقت خودش را به تكليف قبل ما كه سابقا معروض خاطرنشان ما نمود به اين شرط كه تدبيرى براى استخلاص از اعتراضات دول فرنگ در خصوص تبديل سلطنت مشروطه به استبداد سابق به كار برده شود و همواره درخواست اين را مىنمود كه حتى الامكان خونريزى و كشتار كمتر شود ولى بنده در جواب خواهش او عرض نمودم كه خونريزى از ضروريات اين جنگ است و كشتار اجبارى خواهد بود . پس از مراجعت از باغ شاه شب را در سفارت با ترجمان اول رفتار آينده را نسبت به آشيانهء دزدان كه در اين شهر مجلس ناميده مىشود معين نموديم ( ترجمان اول مسيو بارنوسكى است ) . در اين نقشه كه اساس اجراى اقدامات آينده است نخستين قرارش بر اين است كه تا دم واپسين مجلس و طرفداران آن را اغفال نموده نگذاريم بر سفارتها نيز چيزى معلوم شود . تا اين‌كه عاقبت امر را به مخالفت رسانيده به استعمال قوهء عسكريه منظمهء اين آشيانهء سارقين و رشوه‌گيران را منهدم و طرفدارانش را كه ايستادگى و مقاومت نمايند معدوم كنيم و آنهائى را كه زنده ماندند در عدليه محكوم و با سياستهاى سخت مجازات شوند . از آنجائى كه شاه و اجزاء تماما طبيعتشان در دست است و هميشه در هر اقدامى خوب يا بد خورده‌گيرى و تسامح نموده كارها را ناتمام مىگذارند لهذا لازم ديديم پس از آن‌كه نقشهء ما قبول شد در اجراى آن از طرف شاه آزادى مطلقه به شخص بنده داده شود كه هيچ حكمى را از هر كه داده شود در اين مورد قبول ننمايم تا اين كه عمل ختم شود . هر چند احكامات و تعليمات حضرت اجل اقتدار و حدود بنده را كاملا معين مىنمايد ليكن جسارت نموده تمنا مىكنم بنده را در اين ترتيبى كه پيش دارم غير از خدمات سرى كه در وقت خود مجرا خواهم داشت بدانيد . پس از آن‌كه نقشهء اقدامات را سفير و شاه تصديق نمودند سواد آن را فورا ارسال حضور مىدارم . لياخوف .
هامش
( 1 ) - ترجمهء ديگرى ازين نوشته‌ها جزو اوراق تقىزاده به دست آمد كه ترجمهء شيخ حسن تبريزى است و من آنها را در كتاب « نامه‌هاى ادوارد براون به سيد حسن تقىزاده » ( تهران ، 1354 ) صفحات 179 - 182 چاپ كرده‌ام . شيخ حسن نوشته است راپورتها به خط خود لياخوف در دست پانوف بلغارى بوده و او آنها را به دوستى انگليسى در پطرزبورغ داده و اين شخص از روسى به انگليسى ترجمه كرده و به ادوارد براون رسانيده است . ( ايرج افشار )