بست بود پنج هزار تومان داد . اين پولها هم تلف شده و به مصرف بى جا رسيد . ديگر هم پول نيست خوردند بردند . بارى ده شاهى از مال التجاره [ را ] كه سواى قپان در دروازهها مىگرفتند از ترس تجار موقوف كردند ، اما از امتعهء داخله و هر چه وارد شود دهشاهى ، پنجشاهى دم دروازه ، همينقدر هم در ميدان و كاروانسرا دريافت مىكنند و يك مبلغ بسيار عمده است و گمرك بزرگى .
مقرريها
حاجى موقر الدوله وزير طهران سه روز قبل فرستاد نزد عماد السلطنه حالا كه مقرريها را غدغن كردند ندهند و چون شما احكام ماقبل مستحكم داريد چهارصد تومان كم كنيد باقى را نقد مىدهم . عماد السلطنه ناچار شد و داد و به عقيدهء من باز خيلى خيلى خوب جست و كلاهش را آسمان بيندازد . امسال يك شاهى به كسى نخواهد رسيد . هيچ مساوات در ميانه نيست . چه علت دارد آنكه در گيلان ، قزوين ، اصفهان ، كاشان مقررى داشته براى اينكه قشون دولتى و ملتى پول را گرفته تومانى سه هزار و دو ريال ببرند . آنها كه در ركاب شيراز ، كرمان ، خمسه ، لرستان دارند هيچ نبرند . اما كسانى كه در خراسان ، سمنان ، دامغان ، كردستان دارند تمام را بگيرند . من مىدانم و همه مىدانند ماليات كسى نمىدهد . هر جا هم بدهند مصرف لازمتر دارند . اما گفتن و نوشتن و اعلان اين قرارداد خود بىانصافى و عدم مساوات و مواسات است . ظلم بالسويه عدل است . من كه تقصيرى ندارم ، مواجبم جزو ركاب است يا اصفهان . اينجا خرج مجاهد است از آنجا اردو گذشته . پس چرا مستوفى بىمروت همان تومانى يك عباسى را از همه مىگيرد و حاشيه مىكند . يك شعبدهبازى است . يك چشمبندى كه حد و حصر ندارد . تمام مردم متحير [ ند ] و نمىدانند كجا دادخواهى كنند . مثل رسيدن به حساب حكام ، مىگردند ميانه هر كه اعتبار يا پولى دارد زود حلقوم او را مىچسبند . حالا مال عهد ناصر الدين شاه است باشد ، مال عهد محمد شاه است باشد . اما آنكه مىدانند چيز ندارد يا زور دارد و مشت به سندان زدن است ، اگر مال پارسال باشد حرفى ندارند . باز من رودهدرازى مىكنم . به همان اتفاقات و اخبارات قناعت شود خودش تمام مطالب را بهتر واضح و آشكار مىكند .
تمجمج قوام السلطنه
حاجى عليقلى خان سردار اسعد به قوام السلطنه مىگفت به خراسان و نجد السلطنهء وزير تلگراف كن مواجب سه سالهء معاون الدوله را تلگرافا برات كند . او گفت خوب است