تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2876

مساهمون:

ص٢٨٧٦
شوند و غارت كنند . از قرارى كه آن روز حيدر ميرزا گفت قشقائى را هم اين‌طور ساكت كردند و قول دادند كه بختيارى و حاجى عليقلى خان ايران مدار نخواهد شد . به محض برقرارى مجلس هم او و هم سپهدار عزل مىشوند . اينها هم ميل ندارند معزول شوند و دور نيست قشقائى از سر بگيرد .

سردار اسعد و سپهدار اعظم

اما من مكرر شنيده‌ام حاجى عليقلى خان سردار اسعد گفته به محض انعقاد مجلس من استعفا مىكنم يا وكيل مىشوم يا مىروم فرنگستان . اما سپهدار ممكن نيست مگر جبرا . باز از جاى صحيحى شنيدم سردار اسعد گفته من از بس سپهدار را مايل به وزارت جنگ ديدم ناچار از قبول كار شدم ، زيرا اگر من قبول نمىكردم او هم ناچار از رد كردن بود و باعث ملال و كدورت كلى او مىشد و مفاسد بيشمار داشت .

حرفهاى حيدر ميرزا

از حيدر ميرزا پرسيدم چند نفر وكيل حاضر شده . گفت پنجاه نفر . گفتم وزير عدليه و وزير علوم چه حالت دارند . گفت مىگويند وكيل هستيم و در انعقاد مجلس استعفا از وزارت مىدهيم . گفتم بعد از انعقاد . گفت پول فراهم شود اميدى هست . نشود مثل امروز خواهد بود . پرسيدم از كجا استقراض مىشود . گفت مشكل است بگذارند و حال آن‌كه سايرين مىدهند . گفتم در اين مجالس كه منعقد مىشود چه صحبت مىكنيد . گفت لاطايل ! پرسيدم روسها چه مىكنند . گفت نهايت افساد و تحكم ، مثل يك حاكم مطلق .

سفيد مهر تقىزاده و نواب

از سفيد مهر تقىزاده و نواب و حكيم الملك هم صحبت زياد شد . مىگفت اينها يا از فرط اطمينان به طرف كاغذى را مهر كرده [ اند ] كه هر چه ميل دارد بنويسد يا خودشان نوشته‌اند . بعد پشيمان شده خواسته‌اند مسترد دارند طرف نداده . على اى حال صحبت سفيد مهر بالا گرفته و توضيح خواسته‌اند . گفتم چه توضيح داد . گفت نمىدانم .

اعانه

كسانى كه براى ندادن اعانه خانهء سپهدار بست رفته بودند كم و كسر شده دادند . در اين صورت وارد و صادر كمسيون مجاهدين هم به اسم فرمانفرما ده هزار تومان بود . از ظهير الاسلام هم ده تا محرمانه سپهدار گرفته . حاجى ميرزا لطف الله خانهء صدر العلماء
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2876 | قهرمان ميرزا عين السلطنه