حكما نمىگويم بخوانند . آن وقت ورقه را خواند .
اول شرحى [ گفت ] از خسارت وارده به قدر چهل تومان [ نوشته بود ] كه آنقدر قابل نبود كه به اين شرح و بسط بنويسد ، آن وقت شرحى از زحمات خودش كه در وزارت خارجه ثابت كردم من تبعهء انگليس نيستم فقط در هند بودم و هندى . آن وقت تفصيل جواب و سؤال با رئيس مدرسه كه دو دختر مرا اگر مىگوئيد اين علوم را ندارند از رئيس مدرسهء ينگى دنيائى سؤال كنيد .
بعد از اتمام من گفتم اينها چند سال در مدرسهء ينگى دنيائى درس خواندهاند . گفت شش سال و هفت سال . گفتم ديپلم دارند . گفت خير ، يك سال و دو سال ديگر لازم داشت و بيرون آمدند . گفتم اين همه علوم را آنجا ياد گرفتند . گفت بلى . گفتم نبايد اين طور باشد . خيلى خوب فقه و اصول و حكمت و معانى و بيان و عروض را كجا خواندهاند . در اينجا ديگر جواب مسكت نداشت . به اين شاخ و آن شاخ پريد . از سن آنها جويا شدم . گفت يكى بيست و يكى كمتر . بعد گفت مدرسه دو ماه است باز است و من اعتنا به اين حرفها ندارم . من گفتم آخوندهاى ما هفتاد سال درس مىخوانند فقه به تنهائى را كامل نمىكنند ، اين صباياى شما حقيقة اعجاز كردهاند كه اين همه علوم قديم و جديد را در اين مدت كم و عمر قليل تحصيل كردهاند . به شما تهنيت و تبريك مىگويم .
خيلى ممنون و متشكر من شد . گمان كرد همه را راست گفتم . برخاست برود لايحه را در روزنامه چاپ كند .
امام الحكماء
هيچ كس گوش به حرف حساب نمىدهد . حالا اين آقاى امام الحكما مىخواهد با آن دو دخترش كه فىالجمله تحصيلى در مدرسهء ينگى دنيائى كرده [ اند ] كه بيشتر آن مذهبى است و زبان انگليسى و دو سه اعلان پانصد دختر ايرانى را مدتى سرگردان كند و دخل ببرد و آخر هم آنها نه فارسى ياد گرفتهاند نه چيز ديگر . مدرسه بسيار خوب است و از آن خوبتر چيزى نيست خصوصا براى زنها . اما به ترتيب صحيح ، نه اين شكل .
مدارس مردانهء ما كه آن طور باشد كه چهارده سال است داير و مفتوح است مال زنها چه مىشود .
ديدم يك اعلانى خانمى كرده بود در روزنامهء « ايران نو » كه يا از اين مدارس جلوگيرى كنيد يا اگر به شر آن درمانديد بر گذشته افسوس نخوريد .