شبهه در قدمت سيادت ما است * قطع اميد از سعادت ماست
باز آن كاسه و همان آش است * تا كه اوصاف بىسبب داريم
تا كه القاب بو العجب داريم * جاى هر چيز تا لقب داريم
تركى و هندى و عرب داريم * باز آن كاسه و همان آش است
تا بجز ما و من نمىدانيم * تا بجز مكر و فن نمىدانيم
تا قبيح از حسن نمىدانيم * تا كه قدر وطن نمىدانيم
باز آن كاسه و همان آش است * تا نباشيم از براى وطن
تا نكوشيم در بقاى وطن * تا نگرديم خاك پاى وطن
تا نسازيم جان فداى وطن * باز آن كاسه و همان آش است
بيش از اين گفتنم غلط باشد * هر چه گويم سپس سقط باشد
بعد از اين دردم اين فقط باشد * تا كه اعمال از اين نمط باشد
باز آن كاسه و همان آش است * « سرخوش » از اين ترانه لب دربند
بيش از اين درد و غم به خود مپسند * گوش كو تا كه در پذيرد پند
تا وطن راست همچو ما فرزند * باز آن كاسه و همان آش است
مدرسههاى دختران و پسران
در مشروطهء سابق يكى دو مدرسه براى دخترها باز شد ، خيلى با تشدد و با تغيّر مجلس ممانعت كرد كه بر خلاف شرع است و حال آنكه تا زنها تربيت نشوند مردها عالم نمىشوند . اما اين دفعه تاكنون چند مدرسه باز شده : دبستان عفاف ، دبستان دوشيزگان و چند تاى ديگر . اما گويا هيچ ترتيب صحيح نداشته باشد . براى اينكه مدارس ابتدائى پسرها هنوز ترتيب ندارد ، پرگرام ندارد . دكانى است براى دخل باز كرده [ اند ] و به انواع و اقسام مختلفه پول درمىآورند . فلان آدم خانهء خودش را مدرسه كرده و خودش مدير است ، برادرش معلم فرانسه ، شوهر خواهرش معلم حساب ، برادر ديگرش معلم فارسى . آن وقت چهار نفر سيصد چهارصد شاگرد را مىخواهند درس بدهند و مدرسه را اداره كنند و مثل اطبا كه دواى دواخانهء خود را مىخواهند فروش بدهند نه معالجه . هر چه كتاب در كتابخانه است اين شاگرد بايد بخرد و به هزار اسم بايد پول بدهد . هر كدام هم از اين محله به آن محله برود كه محتاج مدرسهء نزديكتر بشود