تمام آنچه را در مدرسهء قبل خوانده بايد كنار گذاشته از روى پرگرام اين مدرسه كه به ميل مدير است شروع به درس كند . هفتهاى هم نيست كه يكى دو روز به يك عنوانى بسته نشود . مثلا فلان آدم مرده ، يا زن مدير غش كرده ، يا معلم عربى حمام رفته . انواع هرزگى هم مىشود و آخر هم اگر سواد و جزئى خط فارسى شاگرد ياد بگيرد نهايت تشكر را بايد داشت . شرح اين مدارس مفصل است . در روزنامه اغلب ذكر شده .
ام المدارس
دار الفنون ما ، مدرسهء سياسى ما خراب است و مغشوش چه رسد به ساير مدارس .
اما مدارس اهالى خارجه كه اينجا داير است نهايت نظم را دارد . يك مدرسهء آليانس از دولت سر يك نفر فرانسوى چنان مرتب و منظم است كه از پير هفتاد ساله تا بچهء ده ساله صبح و عصر به قدر پانصد نفر درس مىدهند و صدا از يكى بيرون نمىآيد . حتى مدرسهء يهوديهاى ما ترتيب و پرگرام دارد و مال ايرانيها از دولتى و ملتى نظم و پرگرام ندارد .
درس نمىدهند ، مثل ساير كارها تمام بازى است و جيبكنى و كلاشى . بارى يك مدرسه در روزنامه اعلان شده بود « ام المدارس » و آن وقت تمام علوم را ذكر كرده بود در اين مدرسه به خانمها درس داده مىشود و مدرسهء عالى است .
دختران مدرسهء مولوى سبز پيچيده
من در خانهء حيدر ميرزا ديدن رفته بودم . سيد مولوى سبز پيچيده كه مكرر در عبور ديده بودم پيدا شد . گفت امام الحكما است . سلام و تعارفى كرده به حيدر ميرزا گفت امروز مرا رضا قلى خان رئيس مدرسهء دار الفنون « 1 » معاون وزارت علوم احضار كرده بود و گفت اين اعلان چه چيز است كردهاى . اولا مدرسهء شما بايد ابتدائى باشد نه عالى .
زنهاى ايران كه الف با اغلب نمىدانند ابتدائى لازم است . ثانيا اين علومات را صباياى شما از كجا بلد هستند ! و بعضى الفاظ ركيك گفت و سخت مرا ممانعت كرده و رنجانيد .
من حالا چه بكنم . حيدر ميرزا گفت نقلى نيست رفع مىشود . گفت پس من شرحى نوشتهام بدهيم در روزنامه درج كنند ملاحظه كنيد . آن وقت من گفتم خوب راستى پر بد نگفته : فيزيولوژى و فيزيونومى زنهاى ما مىخواهند چه كنند حالا بدانند . گفت من
هامش
( 1 ) - اگر همين يك مدرسهء دار الفنون را مثل اولش و چهل سال قبل نگاه داشته بودند حالا ما خيلى مردمان با علم داشتيم . مثل آنكه شاگردهاى آن مدرسه الآن از نمره اول تربيت شدههاى عهد هستند . ( يادداشت مؤلف در حاشيه )