تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2866

مساهمون:

ص٢٨٦٦
باز جواب اولى را داده بود . افخم الدوله رفت ادارهء تفتيش آنجا مباحثهء زياد كرد . رفتند در محكمه آنجا ايراد سختى كردند كه خوب رأى در گرفتن نداديد در ندادن چرا داديد . مىخواستيد مسكوت عنه بگذاريد و هيچ متذكر نشويد . فعلا معوق مانده زيرا صد تومان ضرر است سواى ضررهاى ديگر كه صورت آن از قرار تفصيل ذيل است : اين مرد معتبر و معترف بود . منتهى مسامحه مىكرد و خودش تنزيل قرار داده بود عرض كرديم و حالا بد اندر بدتر شده . شايد در رأس وعده باز محتاج يك عرض و عرض ديگر هم بشود . تمبر عريضه تمبر برات تمبر سواد تمسك تمبر اجرا 2 قران 2 تومان 3 قران دو تومان انعام ده يك ضرر تنزيل تمبر وكالت نامچه دو تومان يا صد يا هفتاد تومان صد تومان شش قران دوندگى سه چهار نفرى هفتاد روز . از يك صراف معتبر كه آدم عارض بشود اين‌طور است ، واى به حال كسى كه طرفش مفلس يا خيلى معتبر باشد و معزز باشد . افتخار التجار مىگفت پانصد تومان به شما تقديم مىكنم از دست من عارض شويد و ما نمىدانستيم مقصود او چيست . لله الحمد حالا مستحضر شده و هرگز هرگز تظلم نمىكنيم ولو تمام طلب را ندهد . اين بود ترتيب عدليه يا ظلميهء ما . امجد الدوله اين‌طور اين پول را مىدهد . اما عميد الملك و احتشام الدوله دو پسرش دو شب قبل از رمضان اولى هفتصد تومان ، دومى دويست تومان در هوتل دفرانس « 1 » به يك ارمنى باخت و در ماه رمضان سه چهار مقابل آن به سايرين .

الموت

حاجى آقا آمد معلوم شد من بايد الموت بروم . براى آن‌كه او در طهران بهتر دوندگى مىكند و كار اينجا هم زياد است . اما براى رفتن پول لازم است . حضرت و الا فرموده‌اند از هزار تومان كه در فوق تفصيل داده شد ششصد مال عين السلطنه ، چهار صد مال تو . برود هيچ نگويد . با اين پول نقد انشاء الله دو روز ديگر من البته عازم مىشوم .
هامش
( 1 ) -Hotel de France