كمى خونريزى
به اين مطالب عقل ما مثل آنها قبل از وقت نمىرسد ، ليكن بعد از چندى يقين و محققمان مىشود كه همين طور است . مثل اينكه وقتى كه در روزنامه خواندم ايزولسكى وزير خارجهء روس به مخبر « ديلى تلگراف » مىگويد ورود قشون ما به تبريز باعث آن شد كه قشون شاهى قتل و غارت را موقوف كردند خنده مىكردم و تمسخر مىنمودم ، ليكن حالا مىبينم كه همانطور [ شد ] كه او گفته بود ، براى اينكه من از جماعتى شنيدم و شايد بعد هم بشنوم كه مىگويند خونريزى كم شد و بر پدر روسها لعنت . اگر نيامده بودند و كشتار زيادتر مىكرديم مشروطه مستحكمتر مىگرديد .
مخصوصا پريشب ساعتى خانهء عميد الدوله بودم يكى از اخوان كه اسمش را نمىدانم و حالا مأمور حاجى ترخان شده قونسل آنجا است افسوس مىخورد و نهايت تألم را داشت كه خونريزى آنقدر نشد و اينكه حالا منظم نيست براى آن است كه آدم كم كشتند . روسها نمىگذارند و خيلى بد شد .
بلبشو - مشروطه سر نمىگيرد مگر . . .
بله در يك صورت مىشود اين حرف را زد كه از طهران به خارج طهران مىپرداختند و آنهائى [ را ] كه من مىدانم دستگير مىكردند كه اينها قوه و قدرت خارج شدن از طهران و پرداختن به آنجاها را ندارند ، همان گوسالهء بسته را به دست دارند و جور تمام اهل ايران را . حالا اين يكى دو شهر خصوصا طهران بايد بكشد . در اينجا هم اگر به جاى صد نفر پنج هزار نفر را به دار بزنند ديركوند و سگوند و قوچه بيگلو ، رحيم خان و امثال آن تأديب نمىشوند سهل است جرىتر مىشوند . مگر شيخ را به دار نزدند . آخوند ملا قربانعلى مطيع شد يا آجودانباشى را به دار زدند رحيم خان ترسيد . ما امثال اينها بسيار داريم . هر طرف باد بيايد باد مىدهند و به اقسام و اسامى مختلف شرارت مىكنند .
يك پادشاهى مثل نادر يا آقا محمد خان لازم دارد ، اول مطيع كند آن وقت مقيد به قانون ، بعد به مشروطه و حريت . صد نفر مثل محمد على شاه را عزل و خلع [ كنند ] و دار بزنند تا امنيت را به عنف و جبر جارى نكنند و قهرا قانونى نكنند امكان ندارد مشروطه سر بگيرد . اين وكلا خودشان را از حلق آويزان كنند هيچ كس به حرف آنها گوش نخواهد داد مگر به صلاح و صرفهء خودشان صد هزار تومان ماليات را تخفيف بدهند فورا پذيرفته است . صد دينار علاوه بخواهند احدى زيربار نخواهد رفت . تا زور نباشد و قشون نباشد ! و ما هيچ مملكتى را هم سراغ نداريم يك مرتبه از بربريت وحشيگرى به