تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2861

مساهمون:

ص٢٨٦١
از دسته رفته برخاستم درب خانه رفتم . لدى الورود سلام منعقد شد . سفير كبير عثمانى حسيب بيك بود . شعاع الدين ميرزا ، ملك آرا منزل ما آمدند .

سر قبر ميرزا جهانگير خان

بعد از ناهار و صرف چاى حضرت عبد العظيم سواره از راه جوانمرد قصاب رفتيم . جمعيت كم بود . مردم تمام سر قبر ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير و قاضى رفته بودند پشت باغ شاه . در سر مزار آنها چادر زده صورت قبر درست كرده ، دستجات سينه زن علم و كتل از شهر مىرفت . من تقى را با دوچرخه فرستادم براى ما اخبارات بياورد . هنوز او را نديده‌ام .

منشور الملك

كيف منشور الملك رئيس كابينهء وزارت جنگ در ميان درشكهء كرايه مانده و مفقود شده . مىگويند خيلى اسناد در آن بوده . هر قدر مژدگانى مىدهند پيدا نمىشود . گويا به دست كسانى افتاده كه با آن اسناد كارها دارند . اين منشور الملك از تربيت شده‌هاى ما است . اسد الله ميرزا نزد او در كابينه است . مىگويد تا حال پنجاه مرتبه ترتيب كابينه را تغيير داده باز منظم نمىشود ، زيرا علم اين كار را ندارد . هر ترتيبى من درآوردى مىدهد غلطتر مىشود .

سفيد مهر تقىزاده و نواب و حكيم الملك

يك چيز ديگرى هم سرقت شده كه خيلى تازگى دارد . كاغذى يا معاهده‌اى است به مهر تقىزاده و حسينقلى خان نواب و حكيم الملك كه بسيار اهميت دارد . از قرار معلوم به چنگ سپهدار آمده . حالا در روزنامه ديدم اعلان مىكنند سفيد مهرى به مهر جنابان تقىزاده و نواب و حكيم الملك مفقود شده لهذا از درجهء اعتبار ساقط است . براى آن‌كه اگر بيرون بياورند آنچه نوشته‌اند منكر شوند و حال آن‌كه سفيد مهر سه نفرى معنى ندارد و هيچ شنيده و ديده نشده است .

وضع فارس

سهام الدوله در فارس مشغول قصابى است . متصل آدم مىكشد ، دست مىبرد ، مهار مىكند .