مستشار الدوله باشد . امروز سايرين را در مدرسهء دار الفنون حاضر كرده اين چهار نفر به اكثريت انتخاب شدند . شاهزاده لسان الحكما ، دكتر امير خان « 1 » ، ميرزا داود خان على آبادى ، حسنعلى خان « 2 » پسر مخبر الدولهء حاليه . چيزى كه هست در اين انتخابات ثانى آخوند و تاجر زياد منتخب نشده بيشتر نوكر باب و مردمان بصيرند . حالا در عقايد آنها و مستفرنگى آنها مردم خيلى صحبتها مىدارند . از موضوع مسئله شايد خارج باشد .
ايرادات بر من
يعنى من هم ديگر ايراد نمىكنم به جهت آنكه هر كه را تف و لعنت مىفرستادند ، بابى و كافر مىگفتند و صد هزار ناسزا مىگفتند ، مردود خدا و رسول و خلق مىشمردند امروز توقير و احترام مىكنند ، با دين و ديانت مىدانند . شهيد سعيد ، روح مقدس ، جسد مطهر مىنويسند . آن حرفهاى آن ايام چه بود ، اين مذاكرات حاليه براى چيست . الّا اينكه براى من يك اسباب زحمتى شد و بعد از اين هم قارئين گرامى آنها را دروغ و افترا و ياوه بدانند فايدهء ديگرى نداشت . اما خير باز در اين عهد بر ما و آنها كه حالا مىگويند و مىنويسند پوشيده نيست ، ليكن بعد از اين فراموش مىشود و تاريخ نشان نخواهد داد .
انشاء الله ايران ما منظم شود . من هم شرط مىكنم فراموش كنم و همه آنها را با سلام و صلوات اسمشان را ببرم و طلب مغفرت كنم . البته يك نفر ايرانىنژاد به هر طريقه و مذهب باشد براى ما بهتر است تا صد نفر روس و انگليس كه مسلمان و زاهد و عابد باشد .
« ايران نو » و « شرق » باز دو حكم وزير داخله را كه به محكمهء عدليه كرده است در روزنامه درج و بسيار مذمت كرده بودند ، اما ديگر توقيف نشدند .
تصور غلط محمد على شاه
در « ايران نو » شمارهء 34 در ذيل عنوان پشيمانى محمد على بعد از مذمت زياد اين شرح را نوشته بود : « يكى از اخبار نگارهاى فرنگ نزد محمد على ميرزا در زرگنده موقع خلوتى مىرود و سؤال مىكند آيا اعليحضرت شما مىدانستيد كه بعد از التجاء به سفارت روس بالطبيعه تخت و تاج را از دست خواهيد داد يا نه . محمد على شاه از اين سؤال بر خود لرزيد و گفت به عكس من گمان مىكردم كه وقتى خود را در تحت حمايت روس و انگليس قرار دادم بهتر مىتوانم تخت سلطنت را نگاهدارى نموده ، ولى حالا
هامش
( 1 ) - دكتر امير اعلم .
( 2 ) - لقب او نصر الملك هدايت بود ( ا . ا . )