نوكر و كلفت كه در ممالك خارجه است از آنها كار ساخته نيست . هميشه حياط ما جاروب نكرده و پر از زبيل است . اطاق پاك نيست . خورش خوب باشد چلو دم نكشيده است . چلو دم كشيده باشد خورش پخته نيست . بچهها كثيف هستند ، رختها چرك . پس آن همه كارها را كه مختصر به آن اشاره شد كى مىكند . همانها ، چطور به ضرب فحش ، به ضرب چوب ، به ضرب دگنك . اگر يك دقيقه غفلت بشود يا ده روز نگوئى و نزنى ممكن نيست كار بكنند . حالا آنها كه صاحب كارند مثلا فرمانفرما هفت نفر ، هشت نفر نوكر معزز محترم نگاه داشته و به قدر چهل تاى ديگر به خورد آنها مىدهد به جاى خودش مشغول تنظيمات خانهء او هستند . ما كه نداريم خودمان بايد بكنيم . تمام اين صدمات و زحمات برمىگردد به بىعلمى طرفين ، زيرا همين نوكرها را فرنگيها در مملكت ما تربيت كردهاند كه در نهايت خوبى از عهدهء خدمات آنها برمىآيند .
من ميان تمام كلفت و نوكر خودم و اقوامم يك مرحومه خديجه را ديدم كه تمام كار راجع به خودش را نگفته مىكرد و از هيچ كارى سرپيچ نبود . يكى ميرزا يحيى كه الحمد لله سلامت و باقى است ، همه كار مىكند بدون آنكه من متصل يادآورى كنم ، يا فحش بدهم و مرافعه كنم . هيچ تكبر هم ندارد . خلا را هم اگر روزى چهار دفعه لازم شود جاروب مىكند .
اما امان از دست سايرين . مثلا فاطمه خوب بچهدارى مىكرد اما يك خلقى داشت كه روزى بيست مرتبه دعوا مىكرد و به كلى اين يكى خدمت او را ضايع [ مىكرد ] و از ميان مىبرد . چنانچه ناچار جوابش كردم .
عوارض كالسكه
سه شنبه 19 رمضان المبارك - مسيويپرم اعلان كرده [ از ] كالسكه ، درشكه چه در كار باشد چه بيكار ماليات گرفته مىشود . حتى به آدم ما گفته بودند از اسكلت درشكه پول گرفته مىشود و اين يك ناحسابى بزرگى است . درشكهء من سه سال است خراب [ است ] و آنجا افتاده ، براى چه پول بدهم .
عوارض قپاندارى
گمرك جديدى هم به بار بسته ، بارى ده شاهى از شتر و قاطر ، پنج شاهى از الاغى به اسم قپان دارى در كاروانسراها و ميدانها و همين مبلغ هم درب دروازه از عموم بار ، چه مال التجاره ، چه ارزاق ، چه چيزهاى ديگر يپرم دريافت مىكند . حتى مرد كه جاروب آورده بود دانهاى صد دينار گرفته بودند . پشكل و پهن آورده بودند پنج شاهى گرفتهاند .