تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2844

مساهمون:

ص٢٨٤٤

خوبان وكلا

آخر من خسته شده گفتم پس كدام يك از اين وكلا خوب‌اند . گفتند حاجى سيد نصر الله ، مستشار الدوله اگر آنقدر غرور نكنند . من گفتم صنيع الدوله‌ايها چطور . گفتند خودش بد نيست اما اين طايفه پول قلبى هستند كه رواج شده . خيلى كار دارد تا از ميان مردم جمع كنند . گفتند در انتخاب درجهء دوم ( من اين را مكرر شنيدم و شيخ الرئيس هم بالاى منبر گفته بود باز هر كه را خواستند وكيل كردند ) مخبر السلطنه و دكتر ولى الله خان منتخب شده بودند به جاى اسم مخبر السلطنه ، تقىزاده را نوشتند و به جاى اسم دكتر كه استعفا داد وحيد الملك را . ضرغام مذمت به ما مىكرد كه شما ايلى هستيد چرا حركتى نمىكنيد . بعد مجددا گفت حالا زود است از طرف قاجاريه اقدامى بشود . اما اگر لازم شد و موقع رسيد حاضريد . آن وقت گفت من به واسطهء اشارهء غيبى از مسكن خودم با صد و پانزده سوار حركت كرده اصفهان را در چهار ساعت گرفتم . بعد اينها پيدا شدند كه حالا مرا داخل موجودات حساب نمىكنند .

قلعهء ياسين

قونسل روس در ميان ميدان نقش جهان به من رسيد . سواره دست داد و اشاره به سردر على قاپى كرد كه بيرق را نصب كرده بودم . گفت بيست و پنج هزار قشون لازم بود كه اين شهر را بگيرد . آفرين بر شما . اما اين لشكر را بد نگاه مىداريد ، لباس ندارند ، غذا نمىدهيد ، اسلحهء خوب ندارند . اگر دست ما باشد آن وقت تماشا دارد . دست كرد از جيبش يك « قلعهء ياسين » درآورد . گفت از اين گذشتم و براى كفن خودم در جيب نهادم چنانچه الآن مشاهده مىكنيد . كار من هنوز تمام نيست . آن كاشى خيلى خيلى حرارتش بيش از ضرغام بود . مىگفت اى مسلمانان از عين الدوله صد هزار تومان به اين خوارى و خفت مىگيرند ، مىدهد اما ده هزار تومان نمىدهد . ما اساس را تغيير داده تمام را برهم بزنيم . از احتشام الدوله هم شنيده بودم كه ضرغام منتظر پول است . افخم الدوله گفت آن وقت از كجا گدائى كنيم . ده تاى ديگر پول بگيريم عين الدوله را از ميان برداريم . نكته اينجا است و الآ پول پيدا مىشود .

خوك گيلان و خرس بختيارى

ضرغام مىگفت اين زحمت را مردم كشيدند كه يك خوك از مازندران و گيلان ، يك