آشپزخانه
آشپزخانهء ما همان آشپزخانهء عهد دقيانوس است كه پنج من هيزم آتش مىزنند يك چارك برنج طبخ كنند كه نشود خورد . نوكر نداشته باشيم ، داراى هيچ چيز نيستيم . شب مىآيند تمام مايملك آدمى را مىبرند . تا ده نفر نوكر نباشد ميرآب از خدا بىخبر آب به خانهء من نمىدهد . هفتاد روز اگر نوكر من درب دكان خياطى نرود رخت مرا نمىدهد .
يك كاغذ بخواهم آن سمت شهر بفرستم نوكر لازم است . پست نيست ببرد . دو خروار زغال بخواهم ده روز تا سه نفر نوكر نرود نمىتوانم بياورم و بخرم . نوكر نداشته باشيم تمام درخت ، تير و تخته ، آجر و گچ يوسفيه را همان باغبانهايمان مىبرند .
بيست و پنج كلفت و نوكر
كلفتها نسبة بىتربيتترند و از نوكرها بداخلاقتر . هرگز دوتاشان در يك اطاق مسكن نمىكنند . متصل با هم نزاع مىكنند . آنكه رختشوئى مىكند ممكن نيست اطاق جارو كند . آنكه اطاق جاروب مىكند هرگز حياط را جاروب نمىكند . آنكه حياط جاروب مىكند ممكن نيست دالان و خلا را پاك كند . هميشه دو تا بچه كلفت براى آفتابه گذاشتن و كارهاى پست كردن لازم داريم . از بچهء بيست ساله تا شيرخواره هميشه در خانه هست .
مدرسه نيست برود . هر طفل را يك نفر بايد نگاهدارى كند . هيچ وقت كار اين طفل را آن يكى نمىكند . تعجب در اين است خود بچه هم نمىگذارد كلفت آن يكى كارش را بكند .
من ديدهام كه يك ساعت ملكه سر چاه نشسته هر كس آمده طهارت بگيرد نگذاشته . تا نهنهء خودش پيدا شده و آمده ! من يك نفر بايد براى همين كارهاى مهمل در اين بىپولى بيست و پنج نفر را شام و ناهار ، رخت و لباس بدهم . حالا هر كه بامش بيش برفش بيشتر .
قهوهچى
آنها كه دستگاه دارند از بىترتيبى امورات بايد خيلى خيلى زيادتر نگاه دارند . اين نوكر و كلفت هم آقاها را خر كرده هيچ كدام دو تا كار را نمىكنند . آبدار ممكن نيست قليان هم چاق كند . حكما قهوهچى لازم است . قهوهچى آب قليان را مىدهد به شاگرد قهوهچى بريزد . آن وقت يك نفر ديگر كه پيشخدمت مىگويند به اطاق مىبرد . آشپز ظرف [ را ] خودش پاك نمىكند شاگرد آشپز بايد پاك كند . هيچ كدام خرج نمىآورند .
ناظر يا خرج بيار بايد بخرد و بياورد .