تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2843

مساهمون:

ص٢٨٤٣
اينها هم درب دروازه پول ندارند بدهند ، متصل مرافعه است . آخر ماه هم كه مىشود در روزنامه وارد و صادر خود را مىنويسد به ميل و ارادهء خودش ، ديگر نه رسيدگى به دخل او كسى كرده نه به خرج . ابدا پاى وزارت ماليه يا كسى ديگرى در ميان نيست . خودش است و چندين نفر ارمنى . مثل اين‌كه من در راه‌آهن از يك نفر ارمنى كه عامل او بود جويا شدم گفت از ترياك چهار هزار تومان و از مسكرات سه هزار تومان در ماه شعبان عايد شد . در محاسبهء ماه شعبان كه در « ايران نو » درج كرده بود هر دو به هزار تومان نمىرسيد . از قرار معلوم بسيار بسيار خوب مداخل مىكند . عما قريب صاحب الآف و الوف مىشود .

قيمت ترياك

اين ترياك را براى اين‌كه نكشند با شرايطى گران كردند ، از آن جمله بود گرفتن بليت و نفروختن به غير صاحبان بليت . حالا معلوم مىشود فقط براى عايدى آن بود كه ده شاهى را سى شاهى علاوه فروخته مبلغى ببرند ، و الآ يك صندوق ترياك بخواهى در مثقالى دو هزار مىفروشند .

ضرغام السلطنه و فحشهاى او

شب خانهء نسقچى باشى رفتيم . ضرغام السلطنه آنجا بود . اولا ترياك را ترك كرده . من از افخم الملك شنيده بودم امشب هم خودش گفت . يك نفر كاشى كه اسمش يادم رفته همراهش بود ، جوان و به يك اندازه تربيت شده . سال اول مشروطه هم مىگفت رئيس دفتر مجلس بودم « 1 » ، با يك نفر سيد اصفهانى كه مدير روزنامهء « جهاد اكبر » اصفهان بود . بقدرى اينها مذمت از وضع و ترتيب حاليه كردند كه حد و اندازه نداشت و به ما نويد مىدادند پايدار نخواهد بود . آقاى ضرغام ساكت نخواهند نشست . علنى بدون ذره‌اى تقيه فحشى بود نثار روح مبارك سپهدار و سردار اسعد و تقىزاده وثوق الدوله و سايرين مىكردند و مىگفتند تمام به دستور العمل روس رفتار مىكنند و شب به شب از آنها درس مىگيرند .
هامش
( 1 ) - اين شخص بىترديد ميرزا حسن خان شيبانى است كه منشى و خوش خط و ربط بود و دفترهاى يادداشت و اوراق او را كه مطالبى از دورهء اول و دوم مجلس دارد و در اختيار آقاى مصطفى فيضى بود براى كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران خريدم و در آنجا نگاه‌دارى مىشود . ( ايرج افشار )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2843 | قهرمان ميرزا عين السلطنه