تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2839

مساهمون:

ص٢٨٣٩
شده است .

وضع عضد الملك

آقاى نايب السلطنه هر شب در حال سكرات است ، اما تا مىگويند فلان سفير مىآيد جانى گرفته و خطابه مىخواند . با سر و دست و چشم و ابرو تعارفات مىكند و غمزات به خرج مىدهد . ملك آرا شب از خانهء شيخ سيف الدين آمد گفت آقا سكته كرد . الان هم تلفن كرديم نزديك مردن است . صبح سفير روس آمد آقا در سلام حاضر ، زنده و گنده بود .

سؤال و جواب با سفير روس

حضرت و الا ديدن سفير رفته بود . چهل و دو سال دارد و هفت سال انگليس و پنج سال ژاپن بوده . خيلى هم متمول است ، سالى ششصد هزار منات دخل ملكى دارد . از حضرت و الا پرسيده بود به شما كه تحميلى نشده ، فرمودند خير . آن وقت گفته بود امورات سركار ان شاء اللّه منظم مىشود و قدرى از الموت سؤال كرده بود . نقطهء تاريخى است . فرنگيها هم ميل دارند بدانند . بعد پرسيده بود آيا به نظر شما مىآيد كه ايران امن و منظم شود . حضرت و الا جواب داده بودند به نظر اشكال دارد و نظم آن قدرى منوط به همراهى شما است . آن وقت گفته بود من گمان ندارم و اميدوار نيستم بتوانند نظم بدهند . افخم الدوله شمران رفته بود من از قول او نوشتم .

وضع خانه و زندگى مؤلف

همه ساله در رمضان معقول ما آدمى بوديم . خريد مىكرديم . بخشش مىكرديم . انعام مىداديم . امسال پاك و صاف گدا شديم و مثل آن كهنه ورشكسته‌ها بازار كم مىرويم . اگر هم برويم با گردن كج گوشهء يك دكانى نشسته مشغول ذكر خدا مىشويم . خيلى خيلى كارها خراب است . من با وجودى كه عيال ندارم از ماه محرم امسال براى بچه‌ها هيچ رخت نخريدم . خودم كه دو سال است با همان لباسهاى كهنهء سابق راه مىروم . اما از خورد و خوراك ، نوكر و كلفت هيچ ممكن نشده كم كنيم . براى آن‌كه هر چه كم كردنى بوده تا حال كم شده ، ديگر ذره‌اى ، خورده‌اى گنجايش تخفيف ندارد . به آن چيزها كه لازم و نفعش عام است احدى دست نزده و اسباب تسهيل آن را فراهم نكرده .