سيد آقا گله كند بگويند ديگران حكم دادند .
در آخر دوسيه پريروز ديدم نوشتند تشتت آرا دست داد ماند به روز شنبه و حال آن كه سه نفر بودند و هيچ تشتت نداشت . امروز مخبر السلطان رئيس تفتيش ناقص عدليه با ركن الممالك رئيس استيناف « 1 » و ميرزا كريم خان آمدند دوسيه خوانده شد . اولا چندين ايراد كردند كه محكمه چرا به حرف وكيل وكالت نامه مىخواهد يا آنقدر گوش به معاذير مىدهد . بعد سند را ديدند . حاجى سيد آقا در مقابل پاكت امجد الدوله و كاغذى كه به او نوشته درمىآورد . آخر هم تمسك امجد الدوله را بيرون آورد كه نوشته بود شما اين مبلغ را تمسك بدهيد ، حضرت اشرف صدر اعظم فرمودهاند بيست روزه من اين پول را از انتصار السلطان گرفته مىرسانم . خيلى اسباب خندهء همه شد و گفتند از عنوان كاغذ تا هزار و سيصد و بيست و هفت تمام غلط است . شما اگر طلبى داريد عارض بشويد خواهند گرفت .
جواب محكمهء تجارت
من هم ديگر آنچه خواستم گفتم . من جمله حضرات را مخاطب كرده گفتم آنچه در اين مدت ديدم عرض مىكنم . در اين محكمه ابطال حقوق مردم مىشود ، يعنى اگر تجار طلبكار باشند و بىسند و به همان دستك و دفتر باشد فورى حكم مىدهند ، اما اگر از تاجر طلبكار باشند همينطور امروز و فردا مىكنند و حكم نمىدهند . حالا من يك آدمى بودم كه هم شأن داشتم ، هم از قانون فعلى عدليه مخبر ، به يك اندازه هم حرف مىزدم و از من احتياط مىكردند آنقدر « دول » دادند و مسامحه كردند تا شماها را جمع كردم . حال يك مسلمان ديگرى كه هيچ اين مراتب و اين اطلاعات را ندارد ملاحظه كنيد كه به كلى حقش پايمال مىشود . تمام اين مرافعهها و انقلابها ، شاه خلع كردنها همه مىدانيد براى يك عدالتخانه شد . شما را به خدا ، شما را به رسول اينك كه به دست خودتان افتاده قدرى دقت كنيد ، قدرى مواظب باشيد . نگذاريد به اين اندازه مردم مظلوم واقع شوند . مثلا يكى از مصدقين محكمهء دوم تجارت همين آقاى آقا سيد آقا است . اين كه خودش زيربار عدالت نمىرود و از همه ظالمتر است ، چطور به مسلمين حاكم باشد و حكم كند .
هامش
( 1 ) - حسينقلى ركن الممالك سنجر داراى خاطراتى است كه خويش او مرحوم مهندس عبد الحميد كسمايى آن را در اختيارم گذارد كه به چاپ برسانم . متأسفانه هنوز آن امكان پيدا نشده . اما بعضى از اسناد متفرقهاش را در مجلهء آينده چاپ كردهام ( ايرج افشار )