تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2740

مساهمون:

ص٢٧٤٠
برهم بخورد ، زمين و زمان به هم دوخته شود حضرت و الا مىفرمايند الموت بايد منظم باشد . تمام اين تغييرات ، اين هنگامه‌ها را باور مىكنند مگر در مادهء الموت كه ايران را امن و امان مىدانند مگر آنجا را .

بهاء الدوله و على قهابى

عميد الدولهء بيچاره عزل شد . سه هزار تومان هنگام رفتن قرض كرد . چهارصد تومان عجالة از بهاء الدوله حواله خواسته بود ، تا از چنگ على قهابى ( على شاه ) چه قسم خلاص شود . اين هم مرحمت سر كار عمو جان فرمانفرما . بيست و پنج سال بود از طهران خارج نشده بود ، كاش امسال كه بيست و شش بود هم خارج نشده بود . حالا دل آدم جاى ديگر مىسوزد و كباب مىشود كه انتظام الدولهء قرطى را به جاى او روانه مىكنند . درست مثل آن وقتى كه شاه پسر مجد الدوله را به جاى فخر الملك حاكم خمسه كرد . مثل اين‌كه حسام الملك امير افخم را از لرستان عزل و امير سيف الدين لختى را روانه مىكنند .

چاپيدن و لخت كردن

من عقيده‌ام اين است درجهء دوم نوكر را سركار و خدمت بياورند ، اما نه درجه دومى مثل معتمد خاقان براى فارس يا انتظام الدوله يا سيف الدين ميرزا [ را ] . با اين بىترتيبى و نداشتن قشون و سپاه نعش امير افخم و عميد الدوله بر حيات آن دو نفر ترجيح دارند . در اين موقع امير افخم يك فوج كه تمام رعيت خودش بود با چهارصد سوار نوكر شخصى داشت و لرستان به يك اندازه منظم بود . امير سيف الدين خرجى رفتن تا بروجرد را ندارد از اينجا اگر حركت كند . در صورتى كه نمىتواند تمام فكرش چاپيدن و لخت كردن مردم است و كسى زيربار نمىرود . صد مقابل اغتشاش آنجا علاوه مىشود . عز الممالك اينجا آمد گفت سپهدار استعفا كرده ، دور نيست سردار اسعد هم استعفا كند . بعد آقاى عماد السلطنه آمد . خانهء وزير ماليه رفته بود . فرمودند آنجا هم اين صحبت بود . ديروز كميسيون تجار و علماء را هم خواسته بود كه فكرى بكنند . شنيده بودند قشون روس هم قزوين علاوه شده .

پول گرفتن از اعيان

از عين الدوله دويست هزار تومان و از نير الدوله صد هزار تومان خواسته‌اند . ظل السلطان سخت محبوس و دچار است . از خيليها هم محرمانه پول گرفته‌اند مثل امام