تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2737

مساهمون:

ص٢٧٣٧
دولت انگليس و فرانسه با وجود نفرت و نطق در پارلمان ناچار شدند پذيرائى سردى از امپراطور روس در جزيرهء وايت و بندر شربورق بكنند . به ايطاليا رفته يا خواهد رفت آن هم نه به رم ، بلكه همين‌طور به يك شهر يا بندرى خارج از پايتخت .

آيروپلان جزو تجملات

مسيو بله‌ريو « 1 » فرانسوى با « آروپلن » از كاله « 2 » به دوور « 3 » را پيمود . سى و يك دقيقه سى و هشت كيلومتر مسافت اين دو بندر را طى كرد . هر قدر كشتيها تند رفته بودند نرسيده بودند . نزديك است در فرنگستان متمولين هر كدام يك دانه خريده مثل كالسكه و اتومبيل جزو تجملات خود كنند . كشتيهاى انگليس از رودخانهء تايمز بالا آمده نزديك لندن شده بودند . شادى و عيش بزرگى در لندن بود . اشكال آنها را در روزنامهء « لندن نيوز » كشيده بود . توپ كشتى « درانات » بيست و پنج ميل كه شش فرسنگ ايران باشد مىزند . اما براى اطمينان اثر گلوله در پانزده ميلى به نشان مىروند كه چهار فرسنگ باشد ، قيمت اين توپ يازده هزار ليره ، وزن توپ پنجاه و سه تن است . دهنهء توپ شانزده اينچ است كه از يك ذرع ما دو گره كمتر باشد . قيمت هر دانه گلولهء آن از دويست ليره علاوه است .

استعفاى معتمد خاقان

دو ساعت از شب گذشته افخم الدوله آمد ، خانهء صنيع الدوله رفته بود . باز اطمينان زيادى داده بود و گفته بود صبح وقتى كه كمسيون مىروم به من يادآور شويد . از آنجا خانهء سردار اسعد وزير داخله رفته بود . مىگفت معتمد خاقان عقلش از يك كمسيون و يك كابينهء وزرا زيادتر بود . از فارس استعفا كرد و گفت كار من نيست . اگرچه من عقيده ندارم هيچ‌يك از اين حكام بروند . اما گفتند سهام الدوله حاكم شمرانات به فارس مىرود و منتصر الدوله استراباد .

حرفهاى سپهدار

معتمد خاقان هراسان آنجا وارد شد و نزديك وزير نشست بناى صحبت را گذاشت . من مىشنيدم و استراق سمع مىكردم . مىگفت خانهء نايب السلطنه بودم سپهدار آمد آنجا و مىگفت مجد الدوله مرد محترمى است پول هم كه داده ديگر چرا او را اذيت مىكنند ، بايد مرخص شود . به طبع عميد السلطان برادر معز السلطان گران آمده به سپهدار پرخاش
هامش
( 1 ) -Bleriot( 2 ) -Calais( 3 ) -Dover