تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2743

مساهمون:

ص٢٧٤٣
هستند [ به ] تك و تو افتادند . ملك‌آرا مىگفت سالار السلطان از من پرسيد براى سالار خان عنوان تلگراف چه نوشته شود . گفتم دزد آدمكش . گفت در اين موقع شوخى نكنيد . گفتم تصدق خاكپاى مبارك . گفت گون‌آباد مىرود . گفتم با تلگراف برگردد محال است . سالى دويست سيصد هزار تومان پول آنجا مىرود و خيلى متمول هستند . آقا را كه خفه كردند حالا نوبت آقازاده و كسان اوست . از قرار خبر اخير آنجا رفته و تمام را كند و زنجير كرده پول مىخواهد و دست‌بردار نيست . حاجى رضا قلى خان را ديدم . مشير حضور برادر مشير الممالك را حبس كرده معز السلطان دو هزار تومان مىخواهد . معلوم نيست چه تقصير دارد و كجا جريمهء او معلوم شده .

آخوند ملا قربانعلى

آخوند مسلط شد شاهسونها حمايت دارند . خمسه منظم است . هر چه پرسيدم اصل مطلب را به من نگفت . اما مىدانم آخوند ملاى مقتدرى است . از مغان گرفته تا همدان و نصف قزوين مقلد آخوند است ليكن شرّ طلب و مفسد نيست . اينجا ميانهء مقلدين او شهرت دارد ، يعنى از روى اعتقاد و عقيدهء باطنى كه بمب را خدمت آخوند بردند فورا انار شد . مجددا آورده به خانهء عظيم‌زاده انار را انداختند بمب شده تركيد و جمعى كشته شد .

بمب

اما اين بمب كه اين همه هنگامه بواسطهء او شد فقط يك يپرم ساختن و انداختن آن را مىداند . پانف هم مىدانست رفت . مابقى شبه بمب را دارند كه صداى مهيبى مىكند اما قتّال نيست و كسى را نمىكشد . حالا آنچه ساير مجاهدين دارند و نشان مىدهند از آن بمب پنبه‌اى و دروغى است . اما هر كس خورجين كوچك آنها را مىبيند در صورتى كه قوطى سيگارد و ترياك و سوزن نخ است مىگويد بمب است ، بمب روسيه خراب كن انگليس برهم زن . جلوى توپ « درونات » و « شنيدر » بگير .

خصوصيات عضد الملك

شنبه 27 رجب المرجب - صبح را درب خانه رفتم . اين رفتن درب خانه فقط براى ديدار دوستان است و بيكارى . نايب السلطنه از نظم تمام مملكت ايران همان نظم اطاق