تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2742

مساهمون:

ص٢٧٤٢
خود را خلاص كنيم . » بعد تعريف مختصرى از آخوند ملا كاظم كرده و آن وقت آخوند ملا قربانعلى را . . . . مردم خيلى در مجازات او اصرار دارند . اما اگر مىخواستند مجازات شود در همان محكمه و عدالت‌خانه كه شيخ و سايرين را محكوم به قتل كردند او را مىبردند نه عدليه ! هم‌مشربهاى او بسيارند و تمام كار مىكنند . گمان مىكنم به يك مجازات مختصر سرش به هم بيايد . نصف اين مرافعه‌ها و خرابى و تباهى ايران بواسطهء قلم اين مرد شد . شريك تمام اين خونها و غارتها و بربادى ايران است . بلكه خود و برادرش جزو اعظم مىباشند . تا حال از شاه و مردم بد مىگفت . حالا كه پاى او از ميان رفته دنبال مذهب افتاده و اين قسم علانيه توهين مىكند و كفر مىگويد . روزنامه در هر مملكت اسباب نجات و آسايش و آبادى شد مگر در ايران كه هى خواستند از اين پول بگيرند از آن شال و قاليچه ، يك مملكت را به باد دادند . امان از دست محمد على شاه كه او هم بقدرى ضديت كرد كه اندازه نداشت . خودش را تمام كرد و مملكت را هم به باد داد .

جشن انجمن اخوت

بارى در اين عالم بىپولى اعلانى از خرابهء انجمن اخوت به امضاء و رياست سالار السلطنه شده كه براى خرج مجروحين مجاهدين كه گويا ده نفر بيشتر نباشد و اعانه به بازماندگان آنها در خرابهء انجمن اخوت جشن گرفته مىشود و بليت آن پنج تومان است . يك روز هم از مجاهدين مجانا پذيرائى مىشود . هر كس هم سيصد تومان بدهد يك مدال طلاى افتخار ، دويست تومان يك مدال نقره ، صد و ده تومان مدال مس داده خواهد شد . به شعاع الدين ميرزا گفتم برادران شما همچو اعلانى كرده‌اند . گفت اولا من با اين اشخاص برادر نيستم . ثانيا اين اعلان و جشن براى افتتاح انجمن است . انجمن غدغن و موقوف است . خواسته‌اند عنوانى براى انعقاد و افتتاح آن كرده باشند و الّا كى پول خواهد داد . مردم براى نان شب محتاج هستند . مدال ستار خان دانه‌اى پنج تومان بود حالا دانه‌اى دو هزار است و كسى نمىخرد .

سالار خان

سالار خان پس از تملك تربت و اطراف آن و چپوى خزانهء شجيع الملك به سمت گون‌آباد حركت كردند كه آقازادهء آن مرحوم را با پولهاى مدفون زنگ زده را ببرند . آقاى نور على شاه « 1 » به طهران تظلم كرد . عضد الملك و پسرش سالار « 2 » كه از مردهء خاص آقا
هامش
( 1 ) - نور على شاه درست نيست . صالح عليشاه درست است . ( 2 ) - بعدا ملقب به مشير السلطنه شد كه قبلا عنوان ميرزا احمد منشى باشى داشت و صدر اعظم بعد بود .