تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2738

مساهمون:

ص٢٧٣٨
كرد و گفت به شما چه . او گفت با من است . او جواب داد شما يكى من يكى ، اين افادهء شما از چه جهت است من سه روز قبل از شما در رشت بودم . سپهدار فحش زيادى به خودش و او داده رفت منزل . نايب السلطنه مرا فرستاد كه شما هرطور است الان برويد آنجا . سردار ساعت نگاه كرده گفت دير است صبح مىروم و بسيار اوقاتش تلخ شد . ديگر هيچ حرف نزد . من برخاسته آمدم .

كتك خوردن مختار السلطنه

مطلب تازهء ديگر ، امروز غروب ابو القاسم خان ناصر خاقان قديم ، مختار السلطنهء حاليه نزديك موزه نشسته بود علاء الدوله مىآيد . نمىدانم چه واقع مىشود كه علاء الدوله فحش مىدهد و فراش صدا مىكند مختار السلطنه را كتك زياد مىزنند . در اين بين نظام السلطان مىرسد و از دست علاء الدوله و فراشها نجات مىدهد . نايب السلطنه مختار السلطنه را با خود منزل مىبرد . نايب السلطنه خيلى بيكار بود خوب كارى پيدا كرد ، متصل ريش خود را تكان بدهد و اصلاح نمايد .

توقيف ظل السلطان

تازه‌تر از تمام اينها ورود ظل السلطان است به رشت و از آنجا به منجيل و توقيف او در منجيل . امروز گفتند حضرت و الا را به رشت مغلولا بردند ، يا سه كرور پول بدهد يا راه آن دنيا را طى كند . تا امروز كه اينها اقبال داشتند . دور نيست انگليس هم حمايت نكند و پول خوبى بگيرند . اينجا شهرت داشت كه دولت انگليس اجازه نمىداد . اصرار كرد حالا آنها هم همراه نيستند . در چندين روزنامه‌هاى ارپ پول داده بود و نوشته بودند حق ظل السلطان است نايب السلطنه بشود . تمام اين پولها را هم براى همين كار خرج كرده بود و من حفر بئرا لاخيه وقع فيه « 1 » ، براى شاه آنقدر اسباب چينى كرد تا خلع شد . خدا خواسته خودش هم دچار شود . سه شب است هوا به شدت گرم است . از همه بدتر سن زيادى مىآيد . زمين و زمان متعفن است ، خصوصا وقتى كه داخل غذا مىشود . تمام شب را بايد تاريك نشست .
هامش
( 1 ) - هر كس براى برادرش چاه بكند خود در آن خواهد افتاد .