تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2731

مساهمون:

ص٢٧٣١

جهان وردى خان

بالا خان مثل جهان وردى خان پدرش و برادرش هومان خان بامزه است و از آنها مقلّدتر . جهان وردى خان و آقا جمشيد دو برادرند كه از تركمان اسير آورده شده . جهان وردى را شاه به اعتضاد السلطنه داد . جمشيد نصيب ميرزا آقا خان نورى شد . جهان وردى را مرحوم اعتضاد السلطنه غلام بچهء مادر ما كرد . به خانهء حضرت و الا فرستاد . للهء عماد السلطنه كردند . خيلى بامزه و باعزم و با راى صحيح بود . صندوق‌دار تحويل‌دار شد . در حكومت ملاير بيست و پنج سال قبل حضرت و الا به تير خطاى جعفر قلى بيك جلودار كشته شد . اما قبل از ارتحال پيغام به حضرت و الا داد كه تير خطا بود مبادا جعفر قلى بيك را بكشيد .

جمشيد پيك تركمان

جمشيد بيك هم بعد از عزل ميرزا آقا خان و سفر اصفهان او نزد برادرش آمده مستخدم حضرت و الا شد كه الان سلامت و باقى است . مرد درست حساب با حقوق عاقلى است . پير شده و كمى از كار افتاده . اينها طفل بودند و در زير درختى پنهان شده بودند كه قشون دولتى اسيرشان مىكند . در بالاى بيشه در مظهر قنات گلاب راه مىرفتم يك زن با برادرش « چليكه » « 1 » براى طبخ نان جمع مىكرد . سيد جواد زيارت‌نامه خوان حضرت عباس ( ع ) كه از قرعه و سربازى فرار كرده و مدتى است طهران است آمد . تا چشمش به ما و ضعيفه افتاد چنان فرارى كرد كه گفتند تا توى امام‌زاده مىدويد . اسباب خيلى خنده شد . حضرت و الا تشريف آوردند . بارونوسكى گفته بود ما در قزوين قونسل داريم ، قشون داريم . يك نفر معين كنيد مىنويسم برود آنجا هر اقدامى لازم است خواهند كرد . حضرت و الا هم ستوه آمده اميدى هم ندارد . اما ما مانع هستيم و حتى المقدور طفره مىزنيم . بلكه انشاء الله به اين جاها نكشد . اما مشكل مىدانم .

وضع محمد على شاه

از منزل بارونوسكى خواسته بودند آقا را ملاقات كنند . سرور الدوله آمده بود . عمارت شاه رفتند ، ريش مىتراشيد . بعد احضار كردند . نايب السلطنه و ملكه و حضرت و الا بودند . شاه روى صندلى و اينها زمين نشسته بودند . حضرت و الا فرمودند ملكه بزك
هامش
( 1 ) - به قطعه‌هاى كوچك چوب خشك گفته مىشود . ( م . سالور )