تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2734

مساهمون:

ص٢٧٣٤

بازى احمد شاه

مىگفت شاه شهر رفت ، ديروز خيلى بازى مىكرد . موثق الملك پسرش را فرستاد كمتر بازى كنيد . شما شاه شديد . گفت بگو گه خورد هر كه مرا شاه كرد . من مىخواهم بازى كنم .

اعدام مير هاشم

مطلب تازه دستگيرى و قتل مير هاشم معروف است كه ديشب پنج ساعت از شب رفته در شهر به دار كشيدند . تفصيل گرفتارى او از اين قرار است . مير هاشم و برادرش تبديل لباس مىكنند . با عمامهء سفيد به رودبار « 1 » مىروند و در دهات مشغول جراحى و طبابت مىشوند . آدم آنها گاهى از دزآشوب ملزومات براى آنها خريدارى مىكرد . ضياء السلطنه حاكم دزآشوب ملتفت شده به سراغ آنها مىرود . در قريهء ايگل رودبار هر دو را پيدا مىكند . در اطاقى خوابيده بودند داخل اطاق شده روى آنها مىافتد . بعد دست آنها را بسته به تجريش و منزل سهام الدوله حاكم شمرانات مىآورد . سيد جواد كه عصر آمد مىگفت در تبريز با او دوست بودم . ديروز خانهء سهام الدوله رفته مير هاشم در اطاق نشسته بود . من داخل اطاق نشدم اما او بيرون آمد كنار حوض برود مرا ديد سلام كرد و گفت مرا دعا كن . عصر او را شهر بردند . شب دار را برپا كرده ساعت پنج دار كشيدند و تا امروز دوشنبه عصر بالاى دار بود . تمام فتنهء تبريز بلكه آذربايجان زير سر اين مير هاشم و شاه سليم بود . « 2 » اين به سزا رسيده از آن يكى خبر ندارم . مشكل است . شب افخم الدوله آمد مىگفت امير نظام و ناصر السلطنه هر يك سى هزار تومان ضامن دادند بدهند . سفارت عثمانى حمايت تام داشت لكن خود آنها راضى نشدند . چندين جهت داشت يكى آن بود ترسيدند . شب در خانه رفته و هلاكشان كنند و براى مجاهدين كار خيلى سهلى بود .

وضع مجد الدوله

مجد الدوله خانهء نايب السلطنه است . هر چه مىكند پول راه نمىافتد . امروز پسرش دو هزار تومان نقد با جعبهء مملو از جواهر به دست يك نفر تاجر هم از دنبال وارد كمسيون شد و گفت پول پيدا نمىشود . اين جواهر اين هم تاجر كه مىگويد ده روزه فراهم مىكنم . اين سخت‌گيرى شما بىجا است . در تهيه هستيم . آخرالامر بيست هزار
هامش
( 1 ) - مراد رودبار قصران ( جاجرود ) است . ( 2 ) - شيخ سليم درست است .