را هم گرفته بودند . پست خراسان را دم دروازه گرفته دو هزار تومان نقد همراه داشت تصاحب كردند . امير مفخم هم تمام اسلحهء ديوان و اين اسلحهء آخر كه از سلطنت آباد غارت كرد برد و خورد . خودش هم گفتند حاكم يزد شود برود .
فوج سيلاخورى
سيلاخوريها يك مرتبه غيب شدند ، يك نفر پيدا نيست . تفنگها را بردند . خدا به روز مردم بروجرد برسد . گرچه ايلات كار آنجا را درست كردهاند و چيزى باقى نگذاشتهاند .
حيف از اين فوج كه نظم نداشت و سر نداشت . من آن روز طورى آنها را ديدم از جان گذشته [ بودند ] كه اگر با ماماقانيها معيت كرده يك نفر رئيس پيدا مىكردند شهر طهران سهل بود تا اصفهان را رفته تصاحب مىكردند . چندين مرتبه در مدت توقف زرگنده مرا شيطان خواست فريب بدهد خودى داخل آنها كنم كه نهايت انتظار مثل من آدمى را مىكشيدند . باز استغفار فرستاده كف نفس كردم ، و الا خداى مىداند من مىتوانستم همه قسم كار كنم ، اما نكردم و به شهر آمدم . پشيمان نيستم بلكه نهايت خوشحالى را دارم كه به نفس اماره و شيطان در اين يك موقع غلبه كردم .
سه شنبه 16 رجب - با حاجى افخم الدوله درب خانه رفتيم . همه بودند . اعليحضرت هم شهر است . هر چه مىخواهد برود نمىگذارند . امروز و فردا مىكنند . با وجود توقف شاه در اينجا گلستان بسيار شلوغ است به حدى كه نوكرهاى همه داخل باغ مىشوند .
نايب السلطنه پس از كشتن شيخ
بعد از آمدن نايب السلطنه كه از غصهء قتل شيخ گلويش درد گرفته است سپهدار و سردار اسعد بيرون به اطاق كمسيون كه دربار قديم باشد و ما تا آمديم آنجا بودند . هيچ وزرا ديده نمىشوند . همان حكايت باغ شاه است . « مقبره » در شمس العماره است .
وضع مجد الدوله
عز الممالك آمد معلوم شد مجد الدوله و سايرين در نزديك عمارت گالرى محبوس محترم هستند . افخم الدوله رفت از مجد الدوله و حاجى امير نظام احوالى بپرسد .
عز الممالك مىگفت سفارت انگليس از مجد الدوله حمايت كرده . به داد مجد الدوله قتل شيخ رسيد . واهمه كردند بلوا شود و الا ايشان هم به غرض شخصى سپهدار تشريفات را برده بودند . از مجد الدوله همان يك جفت سبيل باقى مانده . تمام گوشتش آب شده . امير نظام را وقتى آورده بودند كه آجودان باشى را دار زدند . قدش خم شده از پله