تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2717

مساهمون:

ص٢٧١٧
صولت الدوله اطاعت خواهد كرد و . . . « 1 » است . اما هر وقت اين كار را بكنند من هم سوار خود را برداشته مىروم .

نصير الملك يك شيطان

مطلب مهمى كه مىگفت اين است كه نصير الملك پيشكار و ناصح مشفق صولت الدوله است و اين نصير الملك يك شيطانى است كه به تنهائى ايران را كفايت مىكند . تلگرافات هم تمام انشاء اوست .

باز دربارهء مجد الدوله

عز الممالك مىگفت جان مجد الدوله را ضرغام خريد . من با احتشام الدوله ( معين دربار ) رفتيم آنجا دامانش را گرفتيم و گفتيم دخترهايش مىخواستند بيايند مانع شده خودمان آمديم . « هر دو داماد مجد الدوله‌اند . من شوخى كرده گفتم خدا از دلتان بپرسد . پول نداده كشته بودند حالا دماغى داشتيد » . شما گمان نكنيد با سردار اسعد فرقى داريد بلكه ميان مردم همان احترام را دارى . نگذار بىگناه كشته شود . بعد معلوم شد خودش در سفرها كه با شاه شهيد كرده با مجد الدوله آشنا شده و خيلى به ضرغام محبت كرده . اول پسرش را فرستاد بعد گفت خودم مىروم ، حرف مرا كه رو كردند با سوارم مىروم و مجد الدوله را خلاص مىكنم . ما هم با سردار ناصر و پسرهايش تمام را در باغ سبز نشان داده از كرور و مليان حرف زده بوديم . حضرات تطميع شده بودند و يقين داشتند خون او را اقلا به سيصد هزار تومان خواهند فروخت . شيخ را اول كشتند قدرى ترسيدند . بعد هم ضرغام رفت . اين بود آوردند به گلستان و مكتوب سفارت رسيد . حالا پنجاه هزار تومان مىخواهند . تا ديروز مجد الدوله راضى بود ، حالا مىگويد اينها كه بيست و پنج هزار تومان را نمىدهند من هرگز نخواهم داد . نشان حمام او را پيدا كرده پسرش سفارت انگليس برد . محرمانه هم گفتيم به نواب و چرچيل تقديم بدهد . تا چه شود .

توقيف حبل المتين

روزنامهء حبل المتين باز به كوك مذهب رفته . من نديده‌ام ، همه را جمع كرده به همه جا تلگراف كردند مبادا به عتبات برود ، يا دست علماى ديگر بيفتد كه پس از قتل شيخ اسباب خيلى مرافعه خواهد شد . همين قدر ديدم تمام مردم از با دين و بىدين بد
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخوانا .