تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2631

مساهمون:

ص٢٦٣١
سركوب نباشد ، مبادا سنگر كنند .

جنگ

اما امروز ابدا با قزاق و قزاقخانه جنگ نكردند . نمىدانم چه خيالى طرفين دارند . حتى به سمت ارگ هم حمله هيچ نياوردند . همان ظهر بود و ميدان توپخانه . پلكنيك و سپهدار به حكم ضرورت جنگ كردند و حالا متاركه . نمىدانم چه حيله‌اى است . اما من گمان مىكنم يك شب يا روز همان‌طور كه طهران آمدند به سلطنت‌آباد بروند . براى اين كه حمله هيچ به سمت بيرون نياوردند و قشون خوب خودشان را تا امروز مگر همان شب اول به جنگ روانه نكردند . از دو سه سمت قشون دولت را مشغول جنگ مىكنند و يك مرتبه به سمت سلطنت‌آباد خواهند رفت . اين دو روز هم همان طهرانى و قشون جديد خود را با چند نفر از مجاهدين قديم به كار واداشتند نه از قفقازى و گرجى و بختيارى . خودشان را هم محصور كرده كمتر بيرون مىآيند . اگر پلكنيك خدعه نكند باز مشكل است ، مگر آن‌كه به دستورالعمل تازه كه كسى نمىداند همه را به . . . بدهد .

ارگ ناموس مملكت

عصر فرستاديم حكيم‌باشى آمد . يك ساعت و نيم به غروب مانده پاك صداها خوابيد . نتيجه همان نتيجهء ديروزى بود ، مگر اين‌كه چندين فرسنگ روس را نزديك‌تر كرد . حكيم‌باشى مىگفت سپهدار گفته است ارگ ناموس مملكت است . كسى آنجا نرود . اين حرف پر بىمأخذ نيست . براى آنكه ارگ استحكام زيادى ندارد . ساخلوى صحيحى ندارد . گرفتن آنجا چندان اشكالى ندارد . اين سردارهاى ما همان سردار اردوى قنات سردار هستند . سردار كل براى رياست اين اردوها خودش را مىكشت ، مداخل داشت ، عصرها هم موزيك به نغمات دلكش مىزدند .

سردار دم‌كل

مجد الدوله به جاى آن‌كه آن توپخانه و اين توپچى را كه سالها از قبل آن منافع برده حفظ كند سفارت روس است . امير نظام از فوج فدوى هشتاد پارچه آبادى به زور و پول مالك شده . تمام سرباز جز آن دسته كه در توپخانه و نزد پلكنيك بود در شهر متفرق و هر كدام مخفى يا در چنگ مجاهدين دچارند . من نمىگويم جنگ مىكردند و حال آن‌كه اگر غيرت داشتند مىبايست جنگ كنند براى آنكه حفظ استقلال ايران را كرده باشند . براى آنكه از مطلب مسبوق‌اند . اقلا اين مردم بيچاره را گرد خود جمع كرده حفظ مىكردند . نان و آب مىدادند و به شرايط تسليم مىشدند ، اما خير صد نفر سرباز از فوج فدوى يا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2631 | قهرمان ميرزا عين السلطنه