است .
سه روز است ظهر خواب حرام است . شبها هم كه معلوم است . حالا آن بيچارهها كه در اين آفتاب و گرما مشغول جنگ براى روس و انگليس هستند و جان خود را ، وطن خود را فداى آنها مىكنند چه قسم است .
امروز حدت و حرارت جنگ آنقدر نبود . فقط يك مرتبه قبل از ظهر در ميدان توپخانه يا پشت قزاقخانه شليك شديد تفنگ با توپ شد . و توپهاى بيرون و ميدان مشق مثل ديروز پىدرپى و مسلسل نبود . اما شهر نو يا باغ شاه علاوه شده بود . كمكم صداى آن بالا رفت ، مثل اينكه در يوسفآباد در كنند . بعد از آنجا هم بالاتر رفت . قدرى گذشت صدايش خيلىخيلى دور شد كه من پشت بام رفتم به سختى شنيدم و هيچ معلوم نشد چه جنگى بود . من گمان مىكنم مجاهدين خواستند مانع رفتن آنها بشوند . اين قسم جنگ و گريز كردند و رفتند به سلطنتآباد .
اسماعيل و عرب على را نظاميه فرستاديم . عمارت اندرون را مجاهدين گرفته [ اند ] .
طويله و جلو خان را هم اسب بستهاند . فقط كلاه فرنگى وسط را به آقا دادهاند و اين احمق باز آنجا مانده . مىگفت مسلسل « شرپنل » مىتركيد و آنجا مىريخت . همشيره حمله گرفته ناخوش شده قرار بود برود خانهء فخر الملك . اگرچه آنجا هم محلهء بدى است .
ده اسب فخر الملك را بردهاند . دو اسب كالسكه و دو يابو را پس داده شش رأس ديگر كه اعلى بود و دو رأس آن را در بغداد دانهاى پنجاه ليره خريده بود گفتند معلوم نيست نزد كيست . لوطىخور كردند ، از ميان رفت .
وضع محلهها
محلهء سرچشمه ، اطراف بهارستان ، پامنار ، دروازهء دولاب تا وسطهاى خيابان لالهزار مشروطه است ، با كمال حدت و حرارت . دروازه شمران ، دوشانتپه ، حسنآباد ، سنگلج ، دروازهء قزوين ، دروازه دولت مستبد خيلى خيلى سخت . محلهء بازار ، ملكآباد ، پاچنار ، پاى قاپق نصف مشروطه نصف مستبده [ اند ] . داخل هم چنانچه علامت قرمز را گاهى بايد آشكار و گاهى پنهان كرد .
قزاق در اين محلات گردش مىكند . خانهء حاجى معتمد برادر وكيل الدوله لشكرنويس قورخانه و ذخيره را براى آنكه مجاهدين منزل كرده بودند امروز صبح قزاق توپ بسته غارت كرد . همينطور مىگويند خانهء دو ارمنى را . از آنها گذشته آنچه خانهء مال مسلمان ، ارمنى ، فرنگى در خيابان علاء الدوله و برج نوش و پشت ميدان مشق سمت خانههاى ناصر السلطان و مدرسهء آلمانى بود كه سركوب ميدان و قزاقخانه بود خراب كردند كه