تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2622

مساهمون:

ص٢٦٢٢
كارى صورت خواهد گرفت . آن بود با سيصد يا چهارصد نفر آمده با زنده‌باد شاه سر سپهدار آورديم ، دروازه را باز كرده و داخل شهر شدند . نتيجه را حاصل كردند . « 1 » او هم بسيارى از اين حرفها شنيده بود كه خيلى تعجب مىكرد .

خرابى

اسد الله ميرزا مىگفت آنچه كردند ممكن نشد به قزاقخانه فايق شوند . فقط چهار عرابه توپ كوهستانى دارند كه توپچيهاى آن فرنگى است و روى بارو ما بين دروازهء بهجت‌آباد و دولت گذاشته [ بودند ] به قزاقخانه شليك مىكردند و اين با آن توپهاى قزاقخانه مقابلى نمىكرد . اين گلوله‌هاى آنها به خانهء مستوفى الممالك و بعضى از خانه‌هاى سنگلج صدمهء زياد زد . به قدر چهارصد نفر ارمنى و قفقازى دارند . يفرم مأمور قزاقخانه بود و كارى صورت نداد . اما محلهء ما و آنجاها كه نزديك مجلس است از سه سمت دچار شليك است . بقدرى اين توپها خرابى به آن محله‌ها رسانيده كه تا دم دروازهء شمران همه خراب است و مردم تمام از آنجاها هجرت كرده به سمت وسط شهر آمدند . در خانهء ما به قدر پنج من تكه‌هاى « شرپنل » ريخته .

ترس خبير همايون

خبير همايون مثل ميت در زير زمين مخفى است . امروز خواستم صبح او را اينجا بياورم كه از همه جاى شهر امن‌تر است . تا نصف راه آمد آنجا بناى گريه را گذاشته دست به دامان من شد از حال رفت . خانهء دوستى رفتيم قدرى حال آمد مراجعت كرد . اين محلهء شما بهشت است . ديگر در سرچشمه ، پامنار ، دروازه شمران جاى سلامت نمانده . سپهدار و سردار اسعد در بهارستان هستند . هنوز كه نتيجه‌اى از جنگ حاصل نكرده‌اند . هيچ اين گمان را نداشتند .

صداى زنده‌باد - فكلى كوچهء ما

مغرب آمدم اندرون . صداى بسيار زيادى شنيده شد . پشت بام رفتم ديدم از سمت دروازهء حضرت عبد العظيم است . فهميدم ضرغام السلطنه با عقب‌ماندهء بختيارى مىآيد . اين صداى زنده‌باد است . اين صدا مخلوط به شليك شادى شد و همين‌طور رفت تا بهارستان . حالا اين متاركه از يك ساعت به غروب مانده براى آمدن آنها بود يا غلبهء
هامش
( 1 ) - اما بعد از اين فتوحات و تغيير سلطنت ذكر اينها بىفايده است . ( يادداشت بعدى مؤلف در حاشيه )