صداى توپ
دو ساعت از دسته رفته پس از شليكهاى متمادى توپ و تفنگ از سمت ارگ ، قزاقخانهء جلوى نقارهخانه ، پشت قزاقخانه ، خيابان برجنوش و تفنگهاى مختلف كه از دو سمت شهر پىدرپى خالى مىشد كه صفير گلوله لا ينقطع از هوا مىگذشت مىآمد .
صداى شليك توپهاى بزرگ و توپهاى « شنيدر » شصت تير كمكم از بيرون شهر بلند شد كه ما از فرستادن آدم به پشت بام بلند با وجود خطر معلوم كرديم . مختصر از ميدان هم توپ را به سمت مجلس و بهارستان بستند . هر وقت با شليك تفنگ مصادف بود معلوم مىشد حمله آوردهاند . هر وقت شليك تفنگ نداشت معين بود به سمت بهارستان است . مشغول خرابى آنجا پس از مبلغى خطير تعميراند .
سى و پنج ساعت جنگ
بارى چه بنويسم تا يك ساعت به غروب مانده به قدر دو هزار تير توپ خالى كردند .
اين اواخر توپهاى بيرون نزديك آمد و صداهاى خيلىخيلى مهيب داشت . آن شصت تيرها كه مثل قرقره كه بچرخانند متصل صدا مىكرد . درست از يك ساعت به دسته ماندهء ديروز تا يك ساعت به غروب ماندهء امروز سى و پنج ساعت متمادى جنگ بود كه گاهى به شدت و گاهى راحت مىكردند . حقيقة اين مردم كه نه نظام ديدهاند نه جنگ بلكه اغلب تفنگ نداشته و تيرى در عمر خود خالى نكردهاند نهايت رشادت و جلادت را كردند كه بىاندازه تحسين دارد .
اما قزاق و آن طرفيها خوب دوام آورده [ اند ] نمىتوان منكر شد كه بىاندازه در مقابل آن حملات سخت مقاومت كرده نقطهاى از نقاط ديروزى را كه اول صبح متصرف شدند از دست نداده بلكه جلو هم رفته تا وسط خيابان چراغ برق را و تا نزديكى خانهء ظل السلطان را به تصرف خود در آوردند .
سالار الملك در ارگ است . سردار مؤيد چون شب را آنجا بود صبح ديگر ممكن نشد برود . اعتضاد السلطنه پسر شاه و نصرت السلطنه برادرش با ام الخاقان هم در ارگ هستند .
گروسيها خوب محافظت كردند . صنيع حضرت با آنچه از سپاهش مانده بود در ارگ و با گروسيها جنگ كردند و محافظ ارگ بودند .
يك جماعت ديگر آنها سيد اسمعيل و خانهء صنيع حضرت را سنگر كردهاند . مقتدر و سنگلجىها هم قدرى داخل و قدرى محلهء خود هستند . خبر آوردند كه قزاق از قزاقخانه حركت كرد و داخل خيابانها شده است .