كردند . آنوقت اسلحه را خواستند . هركس داد امان يافت ، نداد مقتول شد . پشت سر آن باز يك دسته آمد [ ند ] رفتند سمت بهارستان . قدرى گذشت قزاق و سربازهاى « ماماقانى » آمده از دروازهء باغ شاه رفتند به سمت قزاقخانه . الان آنچه قزاق و ساخلوى ديگر است در آنجا جمع شدهاند . هر وقت به سمت آنها حمله مىآورند توپ انداخته و دفاع مىكنند . در حقيقت متحصن شدهاند . باز صداى توپ بلند شد و سه تير خالى كردند .
از قول سيد مجتبى كه بنا بود هر وقت شلوغ مىشود و زودتر از همه اينجا بيايد و هيچ نيامده بود ميرزا يحيى و حاجى رمضان پيغام آوردند كه صبح آمدم در سبزى ميدان جمعيت بود ترسيدم . انشاء الله فردا مىآيم . دروغ گفته بود . براى آنكه راههاى ديگر خيلى بود . او گفته بود منتصر الدوله آمده سپهدار ، سردار اسعد اردو [ رفته ] و مشغول جنگ هستند .
آنچه به قول درست مىآيد حضرات از سكوت اهل طهران با آنهمه عريضهجات و نويدها خسته شدند براى آنكه اگر طهران بلوائى كرده بود كار آنها خيلى زودتر روبهراه شده بود . ناچار جمعى را فرستادند تا اسباب هيجان و حركتى از اهل تهران بشود . همين طور هم شد .
عرب على مىگفت آمدند وثوق الدوله را بردند . از محلهء ما هم دو سه دسته به مجلس رفتند . اما هنوز گرفتن اسب و تفنگ به اينجا سرايت نكرده . همان محلات اطراف بهارستان امروزه قناعت كردند . تا فردا چه پيش آيد . من كه دو تا يابو دارم يك چيزى هم دستى مىدهم از شرّش خلاص شوم . از سلطنتآباد و اردوى بيرون و نقشهء پلكنيك هيچ اطلاع حاصل نشده است . فعلا در محلهء ما خبرى نيست . صداى تفنگ باز مىآيد .
خدا رحم كند . حسينعلى ميرزا برادر عيال مظفر الممالك مىگفت درشكهء انگليسها كه سوار نيزهدار هندى همراه داشت دم بهارستان بود .
از طرفين امروز زياد كشته نشده اما جمعى بىگناه مثل حمال و عابر سبيل از شليكها تلف شدند . همه مسلمان هستند ، همه ايرانى . خدايا چهچيز باعث شده كه ما براى ديگران آنقدر از خودمان مىكشيم . فرداست كه قشون روس وارد مىشود . اين شاديهاى امروز ، پشت سر گريهها و ندبهها خواهد داشت كه هيچ ثمر و فايده به قدر خردلى ندارد .
گيلك در طهران
ديروز حضرت و الا به معاون فرمود برو نزد مشير السلطنه احوال بپرس ، بگو گيلك به طهران آمد يا نه ؟ خوب بود صبر مىكرد و امروز مىرفت . حالا اگر همان آمدن گيلك تنها