تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2612

مساهمون:

ص٢٦١٢
فروش و دلالى قند را انحصار به خود داده بودند چوب زد . عين الدوله جزيرهء هرمز را مىخواست از حاجى معين بگيرد كه منافع كلى داشت . پلتيك انگليس هم براى جنگ چين و ترانسوال از روس خيلى عقب افتاده بود . اين چند چيز مقدمهء اين آشوب شد تا كار به اينجا رسيد كه تمام عقلا جمع شوند اصلاح‌پذير نيست .

مشروطه - سمومات اروپائى

مشروطه در ايران زود بود ، نبايست بدهند . وقتى كه دادند بايد كمك و همراهى مىكردند نه ضديت . ليكن هرگز من نمىگويم سلطنت مشروطه بد است ، يعنى هيچ ذى شعورى نبايد بگويد . بلكه به بهائم هم خوش مىگذرد تا [ چه ] برسد به انسان . اما يك مرتبه به اين اندازه براى ما زيادى بود . بله وقتى كه طبيب حاذق نباشد دوا را از اندازه زيادتر بدهد اين مريض هلاك مىشود ، يا اقلا مرض صعب العلاج مىشود كه محتاج اطباء زياد خواهد شد . حالا اگر آن دوا ايرانى و از قبيل گل گاو زبان بود باز نقلى نداشت ، افسوس كه از سمومات اروپائى است و معالجه را نمىدانيم . دوشنبه 23 - با هزار جرثقيل و تفصيلات امروز را شمران رفتم . الحمد لله حضرت و الا و سايرين سلامت بودند . نوشيروان ميرزا قدرى كسالت داشت ، سيب كال بسيار خورده بود . حضرت و الا خبر تازه نداشت مگر اين‌كه دكتر روس گفته بود روز دوشنبه قشون ما وارد قزوين مىشود . هزار و دويست نفر پياده و سواره ، سيصد نفر هم مهندس و توپچى با چهار عرابه توپ . فرمانفرما هم آمده باغ ساعد الدوله جلوى باغ ما منزل كرده . ييلاق خودش زير كامرانيه است ، از ترس ول كرده . پريشب نصف شب مشير السلطنه بيرق را خوابانيده و نشان آدمها را كنده در اندرون مخفى شده . هيچ سر و صدائى نبود . سرباز سيلاخورى را هم برداشته و اردوى سلطنت‌آباد بردند .

بيرق عثمانى

نوكرها مىگفتند شاه پيغام داده است . اما همشيره شاهزاده آغا كه فعلا جزو رعاياى روس [ است ] و زرگنده اقامت دارد مىگفت روسها اول به زبان تمسخر پيغام داده‌اند صدراعظم ايران حيف است بيرق عثمانى بزند . چون متنبه نشد اين دفعه پيغام دادند كه باشد تا پدرت را درآوريم . حالا بيرق عثمانى مىزنى . على اى حال خيلى ترسيده و بسيار پريشان است . زود بايد به حمايت روسها برود . اين هم خيلى سهل است . ميرزا ابو القاسم خان منشىباشى سفارت را بايد ديد و تعارفى داد .