شده . بختيارى به آنها برسد اردوى قم به اينها .
وضع قشون
خداى نكرده اين دفعه جنگ شود بسيار خونريز خواهد بود . براى اينكه اينها با هم دشمن شده خصوصا قشون دولتى مىداند اگر آنها مسلط بشوند به يكى از آنها ابقا نمىكنند ، خصوصا قزاق . اين قزاق مثل سرباز سوئيس آن وقت فرانسه شده .
نيم ساعت به غروب مانده به خيال محمد حسين ميرزا ميدان رفتم . هرچه گشتم پيدا نشد . نوكر حرف نشنو بدى است . اگر امارت توپخانه پلكنيك را نشنيده بودم وقتى كه وضع توپخانه را ديدم البته حدس مىزدم بلكه يقين مىكردم بايد كلاه فرنگى به ميان آمده باشد . براى اينكه همه روزه چهار نفر توپچى و يك شيپورچى مفلوك بيشتر در گارد حاضر نبود ، آن هم برهنه و « جرنبه جرنبه » . امروز سى نفر توپچى كلاه سفيد لباس قرمز با تكمههاى انداخته و شمشيرهاى برّاق روى نيمكت پاها را روى پا انداخته منظما نشسته بودند . در جلوى ايوان هم به قدر ده بيست نفر صاحب منصب . چراغهاى اطراف عمارت و گارد هم غروب نشده روشن بود . وسط ميدان مشق پايهء چراغ هلاندى برپا كرده بودند كه من هم مثل تمام مردم اول گمان دارى كردم . داشمشدى زيادى هم يك سمت ميدان مشق نظام مىكرد . گفتند روزى سه هزار مىدهند و هر چهار نفر [ را ] پس از مشق مختصرى به دست يك نفر قزاق داده روانهء صحراى جنگ مىكنند . كاپيتن پياده كه مدتى بود آنجا بود . كاپيتن توپخانه را هم با توپهاى « شنيدر » پريروز روانه كردند .
پلكنيك مثل ريگ پول مىدهد و يك اسمى در كرده كه هركس داخل ادارهء او بشود به خودى خود منظم و قانونى مىشود . از شهر هم متصل نان پخته و ساير مأكولات گارى گارى روانه مىدارد . به اين ترتيب باشد گمان مىكنم غلبه كنند ، خصوصا توپخانهء كامل صحيح دارند و امروز جنگ را توپ مىكند ، آن هم توپ « شنيدر » كه دقيقهاى شصت تير خالى مىكند . تمام سرباز و قزاق را هم تفنگ « لوبل » دادهاند .
اما آنطرف تفنگ مختلف از سر پر گرفته تا ده تير دارند . شنيدم از مچ پا تا گردن فشنگ به خود آويختهاند . بقدرى سنگينبار هستند كه حركت نمىتوانند بكنند . براى آن كه تفنگ مختلف دارند و قورخانه ندارد كه تقسيم فشنگ كند . هركس بايد حمل فشنگ خود را بكند .
فكليهاى . . . - مشديهاى ورم كرده
چند نفر از داش مشديها از نزد من گذشتند . با هم بلندبلند صحبت مىكردند : به خدا اگر شاه حكم كند يك دقيقه پدر اين فكليهاى چس خفهكن را بيرون مىآوريم . من معنى