تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2596

مساهمون:

ص٢٥٩٦
و ستاره » و « عقاب دو سر » بالاى خانهء خود نصب مىكنند . پدرسوخته نه ماه در « مقبره » نشست و هى قسم خورد گيلك به طهران نمىآيد ، من مسلمانم جنگ نمىكنم ، پس پدر سوخته مىخواستى اصلاح كنى . مگر تمام دنيا امورات خود را به جنگ اصلاح مىكنند .
به شمشيرى توان جانى ستودن * به فكرى شايد اقليمى گشودن
چه خوب مىگفت آقا سيد جمال : من هرجا مىبينم كار خودشان را خودشان مىكنند مگر در ايران كه همه را خدا بايد بكند . حضرت عباس درست كند . خضر پيغمبر راه‌نمائى كند . نه ماه غفلت اين‌طور نتيجه داد .

سردار مسعود رعيت انگليس

سردار مسعود پسر ظل السلطان حاكم خمسه به طهران وارد شد . بختياريها در رباط كريم دست كارى كرده بودند اما گفتند وقتى كه فهميدند پسر ظل السلطان است تمام را پس دادند . يعنى وقتى كه فهميدند رعيت انگليس است . شهرت داشت سعد الدوله مرحوم شده سكته كرده . آدم غروب از شميران آمد گفت ناخوش است . گفتند صنيع الدوله و چند نفرى براى اصلاح ديشب يا امروز نزد سپهدار اعظم رفتند . خدا كند اصلاح بشود . مردم شهر خيلى متوحش هستند . بقدرى نان خشك فروشها نان خشك فروخته [ اند ] و رزّازها برنج گران كه حساب ندارد .

وضع زندگى مؤلف

اما به خداى لايزال در خانهء من يك سير برنج ، يك چارك روغن نيست . تمام مخارج را يوميه حسين بيچاره به قرض مىآورد و الان قريب چهارصد تومان به كسبهء قرب حمام چال بده دارد . يك پولى هم نزد حاجى سيد آقا بود كه حواله شده بود دينارى نمىدهد . يك روز دكان بسته شود ، يا حسين نيايد تمام گرسنه هستيم . بچه‌ها هم زبان نمىفهمند . يك روز پلو نباشد ملكه و اين روشنك بقدرى ناهار ناهار مىكنند كه حساب ندارد . فقط ناهار را پلو مىدانند و هرچه بخورند غذا نيست . زن مظفر الممالك هم متصل محصل روانه مىكند كه خانه را خالى كنيد . من هرچه مىخواهم حالى بشود كه در اين اغتشاش نمىشود اسباب‌كشى كرد و پول نيست طلب مردم را داد فايده ندارد .

بلاى عمومى

آن روز در مجلس صنيع الدوله به عميد الدوله كه اظهار شكايت بىنهايت مىكرد مىگفت اين بلائى است كه به سر تمام دول آمده . ايران نمىتواند از كار عمومى مستثنى