بىخبرى
عصر افخم الدوله خانهء فخر الملك رفت ، من خانهء شعاع الدين ميرزا . كوچهها خلوت است ، دكاكين بسته . مردم تمام مبهوت و متحير . مثل اينكه همه چرس كشيدهاند . گاهى دو نفر سه نفر مشغول نجوا بودند كه مطلب آن نزد من محقق بود از جنگ ديروز است .
شعاع الدين ميرزا هم خبرى نداشت . خيلى محل تعجب است كه پشت گوش مادر شش فرسنگى شهر دعوا و جنگ مىشود احدى از ماوقع مطلع نمىشود . در صورتى كه من يقين دارم اين جنگ را از روى صحت با عدهء تلفات در ينگى دينا و ژاپن به خوبى خبر دارند .
گروگذارى
زود منزل آمدم . يك ربع از شب رفته احدى در كوچه ديده نمىشود . امروز محمد حسين ميرزا بانك روس رفته بود قسم مىخورد مثل مورچه كه دانه مىبرد زن و مرد پير و جوان اسباب به بانك مىبردند . تومانى يك هزار دينار حق امانتدارى گرفته نگاه مىدارد و نمره مىدهد . ساير مردم از رجال و معتبرين با گاريهاى مخصوص اموال خود را چه روانه كرده و چه روانه مىكنند ، ديگر در بانك جا نيست .
مشير السلطنه ، قوام الدوله ، مدير الدوله در شهر و شمران بيرق ماه و ستارهء عثمانى را افراشتهاند .
افخم الدوله تشريف آورد . در خانهء فخر الملك از امير الامرا و سايرين شنيده بود دولتيها فتح كرده يك عرابه توپ كوهستانى و چند بيرق و چند اسير به شهر آوردهاند . اما باز اصل تفصيل را به صحت نفهميده بود . امير الامراء گفته بود شاهزاده ركن الدوله در قونسلگرى انگليس است . قونسلخانهء انگليس نزديك ارگ مشهد است . و پس از آن جنگ و كشتار زياد شهر آرام [ شده ] و منتظر اغتشاش و انقلاب طهران است .
اين تفنگهاى نازنين « لوبل » كه گمان مىكنم چندى بگذرد از چهل هزار قبضه دو هزار عدد باقى نماند از دست دو نفر مشهديها به خطا خالى شده دو آدم كشته شده ، حالا خوب بود قدرى به آنها مشق مىدادند . اقلا پر كردن و خالى كردن را بلد مىشدند .
شرايط سپهدار
سهشنبه 17 جمادى الثانيه - از قرار معلوم پس از جنگ عصر شنبه از شهر چرچيل نايب سفارت انگليس و بارونوسكى نايب سفارت روس به سمت اردوى سپهدار رفته از طرفين متاركه و مشغول اصلاح هستند . خبير همايون آمد . مىگفت مراجعت كردند با شرايط كه سپهدار نموده : اول تبعيد بيست هفت نفر است و ضمانت جان آنها را هم