سرازير به سمت جلگه مىشود . آنها تهور كرده تعاقب مىكنند . با وجود امر صريح سپهدار كه همينقدر كرج و پل و سنگرها به دست شما آمد كافى است ، ديگر عقب نكنيد گوش نداده قزاق را عقب مىكنند . نزديك شاهآباد يا در خود شاهآباد قزاق صفآرائى مىكند و شليك سختى مىكنند . مجاهدين كاروانسرا را سنگر كرده داخل آن مىشوند . اينها شليك توپ مىكنند . تاب مقاومت نياورده يك عرابه توپ و چند بيرق و سه اسير با جمعى مقتول از دست داده مراجعت مىنمايند .
همين موقع از شهر هم كه با تلفن خبر داده بودند كمك مفصلى از توپ و قزاق و سوار مىرسد . عدهء تلفات طرفين معلوم نيست ، الّا اينكه از مجاهدين بيشتر يعنى خيلى زيادتر تلف شده براى اينكه اينها توپهاى مسلسل « شنيدر » و « ماكسيم » داشتند و آنها يك توپ كوهستانى كه گرفته شد . ليكن مىگويند ديگر قشون دولتى به كرج و سرپل و سنگرهاى خود نرفت و مجاهدين تصاحب كرده سپهدار هم به كرج و عمارت دولتى آنجا منزل گرفت .
اخبار اطراف
اما برخى مىگويند اين قشون كه از شهر رفته در شاهآباد ، آنها كه سابق بودند در كرج هستند . از شهر و سلطنتآباد خيلى كمك رفته حتى از داشمشديهاى ميدان و سنگلج .
اما نشنيدهام كه سردارى هم رفته باشد . اينها صد نفر صد نفر و مختلف رفتهاند . چون سر ندارند و ترتيب درستى ندادهاند اميدى نبايد داشته باشند .
اينها نظام نيستند كه نايب و وكيل فوج هم در غيبت يا قتل سردار فرمانده بشود ، و الّا « كهر كم از كبود نيست » . آنها هم سواى اجانب از همين قماش هستند . قزوينى تفوقى و برترى بر طهرانى ندارد . چيزى كه هست آنها به اميد غنيمت مىآيند و سر دارند . اينها سر كرده ندارند و مأيوس از غنيمت هستند .
سوار بختيارى
خبر ديگر - يك دسته از سوار بختيارى كه عدد آن معلوم نيست پريشب از رباط كريم طهران گذشته و به اردوى سپهدار ملحق شده . اينجا فهميده بودند توپ و قزاق و سوار براى جلوگيرى فرستاده بودند ، اما به آنها نرسيده و از رباط كريم رد شده بودند .
بيرق ماه و ستاره - عقاب دوسر
هرچه آنجا خواستيم فكرى براى خود بكنيم عقلمان به جائى نرسيد ، جز عدم تقصير و توكل بر مقدرات الهى و چارهاى نيست . كارها را خراب كردند كه حالا بيرق « ماه