تجهيزات دولت
اما حالت شهر ما دكاكين كلا بسته ، خيلى سختتر از سابق و معمولى كه داشتيم حتى خيابانها و گذرهاى محله تمام بسته است . فقط ما يحتاج باز است . از قرار تحقيق هزار و پانصد قبضه تفنگ « لوبل » صنيع حضرت به بچههاى ميدان تقسيم كرده و هر نفر را روزى سه قران جيره مىدهد . ششصد قبضه مقتدر نظام به بچههاى سنگلج [ داده ] بيشتر باباها و سركردگان آنها را هم خانهء شيخ برده قسم دادهاند ، از آن قسمها كه در انجمن خوردند . اين سواى قشون شهر است . اطراف سلطنتآباد دو نيم دايره سنگر بسته توپ گذاشتهاند ، يكى نزديكتر تپههاى دروس [ و ] قلهك و داوديه و آن سمت مشرق سلطنتآباد . ديگرى عقبتر در نياوران ، منظريه ، سوهانك . تمام لولههاى توپ سمت شهر است .
آنها بيايند اين چاله ميدانى و سنگلچى و قشون شهرى دست در بياورد ، توپها را هم به سمت شهر شليك كنند بسيار خوش حالتى خواهيم داشت . هزار نفر آدم در اين شهر چهارصد هزار نفر را مىخواهد به كشتن و نهب اموال دچار كند . از يك نفر صدا بلند نمىشود . تمام مات ، متحير ، دستها را روى دست گذاشته منتظر نزول بلا شدهاند چه وقت نازل شود .
ورود مجاهدين عيسوى ما و اغتشاش شهر با ورود قشون روس يكى است . « رجاله ز پيش و شه ز دنبال آيد . » ميرزا يحيى از قول مهدى خان غلام باشى سفارت روس مىگفت كه من سالدات و عساكر روس را ما بين رشت و قزوين گذاشتم .
فتح كرج
يكشنبه 15 جمادى الثانى - صبح كه بيرون رفتم حاجى نايب را ديدم . نايب مجلس بود . حالا گاهى حقوق به خرج مىدهد . گفت از ديروز جنگ در كرج شروع شد .
مجاهدين فتح كرده كرج را گرفتند . گارى گارى مقتولين قزاق را شهر مىآورند . در اين بين مستشار آمد . از دور مىگفت كرج را گرفتند . نعشها را شهر آوردند . اين آوردن نعش را من نتوانستم گردن آنها بگذارم . در اين گرما و راه دور هيچوقت در هيچ جنگ لازم نمىشود با آن همه صحراى وسيع براى دفن . مشهدى اكبر و ميرزا يحيى به كلى منكر شدند كه فتح را دولتيها كردند . حتى مىگفتند سردار نصرت سپهدار را محاصره كرده زنده يا مردهء او را خواهد آورد . نزاع بين استبداد و مشروطه در حياط ما شروع شد . هر چهار پنج نفر را من از حياط بزرگ به خلوت جبرا روانه كردم تا مىتوانند توى سر هم بزنند .