تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2591

مساهمون:

ص٢٥٩١
شاه فرمودند باز هم رئيس الوزرا صحبت كنيد . البته مىدانيد اين همه تحمل من هم براى نريختن خون است و الّا نهصد نفر آدم قابل نيست كه نتوان آنها را با اين استعدادى كه هست دفع كرد . بعد شاه رو كرد به معين الدوله ، فرمود علاء الدوله كجاست ، كى مىآيد . عرض كرد خبر صريحى ندارم ، گويا به آمل رسيده باشد . شاه كلام را قطع كرده و يك قدم عقب رفت . معلوم شد سلام خاص تمام شد . همه تعظيم كرده بيرون آمديم فرمانفرما ماند . ما كه همه بيرون آمديم امير جنگ ( سپهسالار ) نزديك عمارت ايستاده بود با همه تعارف كرد دست داد . سعد الدوله با حاجى سيد نصر الله صحبت‌كنان راه افتادند . ما هم از دنبال تا چادر دربار . فرمانفرما هم رسيد . قرار شد كاغذى فرمانفرما به عضد الملك بنويسد كه تلگراف سپهدار را به عرض رسانيدم . قبول فرمودند كه چند نفر معتمد براى اين اصلاحات معلوم كنند . عجالة خوب است جواب بزنيد كه در همان نقطه توقف كنند تا خبر ثانوى به شما برسد و به همين مضمون تلگرافى به سردار اسعد . اين مكتوب را به معين الدوله دادند . من و او زودتر به شهر آمديم . صنيع الدوله ، هنگام رفتن در سر استلخ مىگفت سپهدار به كسان خودش تلفون كرده بود كه امشب جمعه 13 را كرج مىآيم . پرسيدم كه با قزاقها و استعداد دولتى چه كرد . گفت با آنها صلح كرد . دعوائى از دو طرف واقع نشد . و اين مطلب عمده كه صدقش معلوم من نشد در سلطنت‌آباد هيچ مذاكره نشده و اطلاعى نداشتند . شاه نظامنامه را بدون آنكه همان ساعت صحه بگذارند به سعد الدوله دادند و چيزى نفرمودند كه چه‌وقت چاپ شود . از واقعه و احوال امروز چيزى باقى نماند كه ننوشته باشم . الّا نيامدن حاجى امام جمعه و امضاء نكردن نظامنامه را . حتى به حاجى سيد نصر الله گفته بودند به جاى ايشان هم امضاء نكنند . به كلى رأى او مخالف مخالف بود . زياده زحمت است . حسينقلى قاجار * * * اين چند ماده كه تغيير داده شد اسباب اين مىشود هركس صد تومان مخارج كند صاحب پانصد رأى مىشود . چيزى كه شايد به داد برسد همان انتخاب دو درجه است كه كميسيون براى آنكه چندين مرتبه توضيحات ندهد در تلگراف شرح نداده بود و الّا آن را هم ايراد مىكردند . حالا اين نظامنامه براى كدام مملكت است من كه نمىدانم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2591 | قهرمان ميرزا عين السلطنه