انتخابكنندگان
اول در سال انتخابكننده كه بيست و پنج سال نوشته بوديم آنها بيست سال خواسته بودند . چون صورت تاريخ تولد را اغلب مردم ايران خودشان نمىدانند در هيچجا هم رسم نيست ثبت بردارند ناچار از سن هفده سال به بعد تمام داخل انتخابكننده مىشوند و بواسطهء بىعلمى البته مفاسد كلى دارد . هركس مىتواند اين اشخاص جوان را فريب دهد كه در حقش رأى بدهند .
دوم آنكه عايدى ساليانهء انتخابكننده كمتر از پنجاه تومان نباشد و ما كمتر از صد تومان نوشته بوديم . به ملاحظهء اينكه جنس مهتر و حمال و عمله و غيره را اقلا مستثنى كرده باشيم و اين قسم اشخاص روزى دو قران كارگر هستند و از پنجاه تومان در سال علاوه مىشود .
سوم متهمين به قتل و سرقت را گفتند معروفين به قتل و سرقت بنويسيم و حال آنكه اگر اين مطلب را به السنهء خارجه ترجمه كنيم به ما خيلى خنده مىكنند . يعنى خواهند گفت كسى كه معروف به قتل و سرقت باشد ( دزد و قاتل ) چرا بايد قوهء قانونى آن مملكت او را زنده گذاشته و مجازات نداده باشد تا حق رأى داشته يا نداشته باشد .
چهارم نوشته بوديم كسى كه به فساد عقيده معروف باشد حق رأى ندارد . اين را هم گفتند بنويسيم كسى كه خروجش از دين مبين اسلام در خدمت مجتهد جامع الشرايط ثابت شده باشد ( در حقيقت تعليق به امر محال است ) .
بالاخره روز چهارشنبه هم باز حاضر شده نظامنامه را تصحيح كرده و قرار شد امين دربار پاكنويس كرده يك ساعت و نيم قبل از ظهر پنجشنبه دوازدهم همگى حاضر شده مقابله نموده بعد مهر كرده عصر مجتمعا برحسب احضار در سلطنتآباد حضور اعليحضرت شرفياب شوند . سر ساعت رفتيم همگى حاضر شدند سواى امين دربار .
ليبرالها - استقلال
بازار طهران را هم بواسطهء بعضى اعلان شورشيان بسته بودند . كليهء قلوب بواسطهء نزديك شدن بختيارى و سپهدار با قفقازيها و غيره در اضطراب و تشويش بود . مدتى براى اين مسئله مذاكره كرديم و رأى همه بر اين قرار گرفت كه در شرفيابى به عرض اعليحضرت برسانيم كه چند نفر از معتمدين را معين فرمايند از طرف ملت هم بعضى را معلوم كرده اين اشخاص كه رسميت دارند نشسته در مصالحه گفتگو كنند . نه مثل آنها كه فضولة بودند و منحل شد . دو نفر آنها به سمت قم و دو نفر آنها به طرف قزوين رفته اين دو قشون را آنجا نگاه دارند تا مصلحين فكرى به احوال اين ملت بدبخت بنمايند . به چند