يكشنبه چهارم ربيع الثانى - تا عصر منزل و كسل از واقعات ديروز بوديم . يك ساعت به غروب مانده حضرت اقدس و الا تشريف آوردند . اندرون رفتم . آقاى عماد السلطنه هم بود . من گفتم اميدوارم از حسن اقدامات امروز امشب را راحت بخوابيم . فرمودند خيلى ناتمامى دارد . بعد مطالب را جويا شديم .
تلگراف معروف تقىزاده
فرمودند قبل از همه به شما مژده بدهم كه انجمن تبريز و ساير آقايان از آن جمله تقىزاده دو تلگراف مفصل به خاكپاى مبارك كرده بودند كه تا اين اندازه مخالفت ما براى آزادى بود حالا كه بايد دچار ظلم اجانب شويم ديگر راضى نيستيم ، عبديم و بندهايم ، غلام حلقه به گوش . هرچه باشد شما شاه ما هستيد و ما رعيت . وطن عزيز را دوست داريم . آنچه فرمان بدهيد مطيع و فرمانبردار . تلگراف ملاحظه شد و اعليحضرت هم دستخط تلگرافى فرمودند كه من هم شما را عفو كردم و از تقصير شما گذشتم . فرزند دلبند من هستيد . كمال همراهى را با خيالات شما دارم و به زودى به مقصود خود نايل خواهيد شد .
ترك مجادله با تبريز
تلگرافى هم به عين الدوله شد كه از اين ساعت به بعد ترك مجادله كرده تمام سردارها را قدغن كنيد دست از پا خطا نكنند و احدى هم مانع آذوقه نشده بلكه خودتان هم آذوقه برسانيد . حالا اين مطلب اگر حقيقت پيدا كند بايد نهايت ممنونيت را حاصل كرد و آنچه [ را ] دربارهء آنها تصور مىشد خطا دانسته استغفار فرستاد كه فوق قوهء بشريت رفتار كردند و دعا به وجود همچو مردمان غيرتمند وطندوستى كرد .
مشروطهء جديد
فرمودند حضور شاه رفتيم . باز حاجى آقا على اكبر از آن مقوله صحبت داشت . اما سعد الدوله چيزى نمىگفت . شاه فرمودند چاره نيست . كار بايد يك طرفى شود . باز رودهدرازى كرد . شاه فرمودند گمان مىكردم دوستان من بعد از آنكه مرا اينطور دچار مشكلات ديدند راضى مىشوند به اوامر من . حالا مىبينم اشكالات فراهم مىكنند . بس است ، ما تكليف ديگرى داريم . مرخص شده قانون انتخاباتى در ماه شوال گذشته مشير الدوله با جمعى ديگر نوشته بودند كه چاپ غلط كرده بودند خوانده شد و باز تصحيح شد و گفتند در مجلس شورا كه دور نيست سنا بشود مجددا قرائت شود . قانون اساسى جديدى هم نوشته شود با قانون مجلس و سنا تصحيح شده ، آنوقت بهنظر