نماينده شيخ
حاجى آقا على اكبر باز داد و قال داشت ( از طرف شيخ نماينده بود ) . صدراعظم و سپهسالار هم چون سعد الدوله حضور نداشت خيلى از او بد گفتند . مىگفتند او اين مطالب را ياد سفرا داده و وادار كرده آمده [ اند ] اين شرايط را بكنند . اين تكليف تغيير كابينهء وزراء صحيح نيست . شايد همه روزه در تغيير كابينه لايحه بدهند . ما نبايد تغيير وزراء را به اختيار آنها واگذار كنيم . مثل آنكه آنها عقل ندارند . يا امروز خوب ترتيبى است . بله خوب است براى آنها .
مختصر پس از مباحثهء زياد قرار شد امشب مشير الدوله ، علاء الملك ، علاء السلطنه ، ديپلوماتهاى ما جواب « مموراندم » « 1 » را بنويسند . اندازهء همراهى و تعهدات آن دو دولت را بخواهند و براى ساير شهرها كه منقلب است چه فكر كردهاند . گفتند بايد نشسته با آنها صحبت داشت . گفتند سعد الدوله خائن است ديگرى بايد صحبت بدارد . بعد گفتند چون او وزير خارجه است ديگرى نمىتواند . تتمهء مذاكرات به فردا ماند آمديم .
در مقابل دو دولت
اما حضرت و الا مىفرمودند امام جمعه خوب صحبت مىداشت . معلوم من شد آگاه است . نايب السلطنه « حبّ سكوت » خورده بود . نظام الملك هركس چيزى مىگفت فورا تصديق مىكرد . اين عادت ديرينهء اوست . كار از شوخى گذشت . تصورات بيهودهء مشير السلطنه و سپهسالار نامربوط شد . آن دو گمان مىكردند كه مجلس برهم خورده همه كارها تمام شد و درست مثل ايام ميرزا محمد خان سپهسالار و ميرزا حسين خان صدراعظم است كه اواسط سلطنت ناصر الدين شاه بود ، آب از آب تكان نمىخورد .
حالا بعد از نه ماه كه به اهمال و دخل و كارهاى لغو پرداختند ، با وجود اين لايحهء سفراى روس و انگليس و اغتشاش كليهء ايران شب چهارشنبه سپهسالار منزل شيخ رفته و براى مشورت امروز حاجى آقا على اكبر را آورد ، جواب لايحهء روس و انگليس را با مجادلهء سعد الدوله و چند حديث و دو سه شعر از اساتيد عرب بدهد . هيهات هيهات . ديگر اين تو بميرى از آن تو بميريها نيست . ما ايرانيها از امروز خود انديشهناك بوديم و اين همه مرافعهها براى اين بود اين لايحه نرسد ، حالا كه رسيد و خدا ما را ذليل كرد ديگر عمر شما كوتاه است و انشاء الله منتقم حقيقى داد مردم ايران را و اين شاه مظلوم را از شما خواهد گرفت ، همانطور كه از آقا سيد عبد الله و ديگران خواهد گرفت .
هامش
( 1 ) -Memorandum .- يادداشت