تظلم كرد . از من تفصيل را جويا شدند . من هم همه را گفتم . تمام اهل مجلس از اين حركت نظام الملك بد گفتند . شرحى نوشته مدرك حكم را جويا شدند كه اين هتك حرمت و ريختن آبروى شخص محترمى به حكم كدام محكمه بوده .
بگذريم از مذاكرات پوچ آنجا و برويم سر اصل مسئله كه بسيار دقيق و محل تأمل است . حضرت و الا يك ساعت به غروب مانده مراجعت فرمودند . آنچه دو روز است شايع شده از ملاقات سفرا و دروغ [ و ] راستها . حقيقت آن را كه از حضرت اقدس و الا شنيدم بنويسم .
لايحهء سفرا
در بالاخانهء تلگرافخانه رفتم . آقاى نايب السلطنه ، صدراعظم ، سپهسالار ، امام جمعه ، حاجى آقا على اكبر ، امير نظام ، سعد الدوله ، مهندس الممالك ، فرمانفرما ، مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، مؤيد الدوله ، امام جمعهء خوئى ، علاء الملك ، علاء السلطنه با دو سه نفر ديگر كه نظرم نيست بودند . قدرى گذشته شاه احضار فرمودند . شرفياب شديم . تمام را اجازهء جلوس دادند . فرمودند وزير مختار انگليس و شارژدفر روس روز سهشنبه آمده از طرف دولتين عليتين انگليس و روس خواهش كردند پنج روز جنگ تبريز متاركه باشد و مانع دخول آذوقه نشوند و روز پنجشنبه آمده مطالبى است كه پيشنهاد خواهند كرد . من هم محض خواهش آن دو دولت پذيرفتم و حكم كردم عين الدوله مهلت بدهد .
روز پنجشنبه مجددا رسما آمده اين لايحه را تقديم كردند . بعد خود اعليحضرت شهريارى لايحه را قراءت فرمودند . بعد از اظهار دوستى و مودت دولتين شرحى از خسارات واردهء اين دو سه ساله داده بودند كه بواسطهء آن اغتشاشات چقدرها متحمل ضرر و خسارت شدهاند . بعد از تمام اين مقدمات اين سه مطلب را درخواست كرده بودند كه دولت ايران يكى را حتما بايد قبول كند .
شروط خارجيها
يا مشروطهء صحيح بدهد كه قوانين آن مقتضى [ باشد ] كه به ملاحظهء آنها رسيده و كابينهء قديم را عزل و كابينهء جديد نصب نمايند كه ادارجات خود را مرتب به ترتيبات جديد كنند . در اين صورت همراهى مىكنيم و صد هزار ليره در به دو امر و صد هزار ليره دو ماه بعد قرض مىدهيم . به شرط آنكه تنخواه بواسطهء اشخاصى به مصرف برسد كه ما اطمينان به آن داشته باشيم .
يا دولت ايران سندى بدهد كه آنچه تاكنون خسارت به ما وارد شده و منبعد مىشود تمام كمال برساند . يا از دوستى قديم اين دو دولت صرفنظر كرده ديگر متوقع